تبليغاتX
بنفشه خاتون

اين هفته از اون هفته هاست .از لحاظ كاري  كه همانا فيل هوا كردنه..خدابه خير كنه اينهمه فيلي كه قراره ما اين هفته يك جا هوا كنيم .بعد در ضمن اين همه كار هاي سنگين يكهو مسافرت هم قراره بريم .اونهم به جهت رفع خستگي و آرامش اعصاب. نمي دونم چند نفر وقتي با سختي  7-8 تا فيل رو هوا مي كننن .درست موقعي كه فيل هاشون رو هوا هستن ميرن گردش و بعد برميگردن تا فيل ها رو بيارن پايين.

اعتراف: از اينكه اين هفته اينهمه شلوغ پولوغه بدم كه نمي ياد هيچ يه جورايي خوشم هم مي ياد .منو ياد قديم ها ميندازه.فقط يك رگه هاي نگراني دارم اونهم درست شبها موقع خواب!!!

اميدوارم كه غرفه پفيلا و فيلي پم در نمايشگاه مواد غذايي امسال (1-4 خرداد ماه)بهترين و قشنگترين غرفه ها باشن و واقعا" خستگي از تنمون در بياد.

نوشته شده توسط بنفشه در ساعت 9:34 | لینک  | 

بعضي معتقدند كه انسانها برخي از خصوصيات فيزيكي و همچنين غير فيزيكي را از والدين به ارث مي برند.فيزيكي مثل رنگ چشم ها ،قد ،حالت مو،بيماريها ... و غير فيزيكي مثل :ميزان ضريب هوشي وحتي در بعضي موارد خشونت ها (يعني حتي گاهي اوقات علت دست زدن به جرم و جنايت رو در اونچه كه از والدين به ارث رسيده به حساب مي آورند.)اما از نظر من  اونچه كه طبيعت به حساب مي ياد صرفا" مربوط به وراثت فيزيكي است و الباقي همه مربوط به اون چيزهايي ميشه كه ما از محيط اطرافمون دريافت مي كنيم و ياد مي گيريم و اين تربيت دقيقا" از رحم مادر شروع ميشه. اينكه ما بگيم فلاني آدم خشنيه ننه باباش هم همين طور بودن از نظر من غلطه و ربطي به وراثت نداره بلكه مربوط به اون محيطيه كه اين آدم توش تربيت شده .من فكر ميكنم اگر مادر دوران حاملگي را در يك محيط ايزوله شده سالم و خوشحال و روبراه سپري كنه و حتي بچه با پدر و مادر ديگه اي در محيط ديگه اي بزرگ بشه ميتونه آدم غير خشني باشه.

 دارم اينهمه زور ميزنم كه بگم از نظر من خروجي ها وابسته به ورودي ها هستند  . مثلا"  اگر شما مسلمان هستيد و در محيط اسلامي بزرگ شديد مي تونيد خواب حضرت علي رو ببينين وگرنه اگر شما از پدر و مادري مسلمان درامريكا به دنيا بياين و يك پدر مادر مسيحي شما رو بزرگ كنن شما خواب حضرت مريم رو ميبينين. واين نظريه از همه جهت تعميم داده ميشه .اگر من به شما بگم در دنيا فقط 3 رنگ وجود داره و شما هم نتونين تركيب رنگها رو ببينين براي شما همه چيز در محدوده رنگي با همون سه رنگ اتفاق مي افته .ميشه هر چيزي رو هر جور كه دلت خواست تعريف كني يعني مفاهيم رو كاملا" تغيير بدي .حالا تصور كنين چطوري ميشه يك ملت رو كنترل كرد با كتابهايي كه محدود به موضوعاتي مشخص ميشه و فيلم هايي كه در اون ها قيصر كار درست رو انجام ميده وتلويزيون كه هي نوحه ميخونه  و ...تا اينكه ماهواره ها پاشون باز ميشه .(نمي دونم اين چه مرضي يه كه هر كار ميكنم اين مطلب جنبه علمي داشته باشه هي داره خودشو ميكشه به طرف سياست ولي خوب من مقاومت خواهم كرد. )  تازگي ها اين جريان ورودي ها به من احساس هاي جور واجوري ميده يادم مياد وقتيكه چند سال پيش فيلم  شوي ترومن  را ديدم هم تقريبا" يه حس عجيب مشابهي داشتم . به نظر من محيط اطراف از شما اون كسي كه هستيد رو ميسازه  براي همينه كه ميبينيم خواهرا و برادرهايي كه در يك خونه باهم  وتوسط يك پدر مادر مشترك بزرگ ميشن آدم هايي كاملا" متفاوت هستن.ميدونين چرا؟ براي اينكه دوستهاشون ،معلم ها و قوانين اونها ،كتابها، مدارس ، حتي چيزهايي كه چشمشون ديده و ...با هم فرق ميكرده. اين روزها به جريان ورودي ها زياد فكر ميكنم و نمي فهمم بالاخره چه چيزي درسته ؟ آيا آدم ها با دونستن دقيق ورودي هاشون قابل پيش بيني هستند؟ (فلسفه نو)هنوز نتونستم راهي پيدا كنم كه بگم نه قابل پيش بيني نيستن(فيلمGame   فیلمیه که از یاد آدم نمیره)...و اين موضوع  گيجم ميكنه و به هم ميريزه يك چيز هاي مهمي رو درذهنم.كاش يه آگاه تري ميشناختم كه از اون بپرسم . از اينكه گاهي براي راحت تر زندگي كردن سعي ميكنم صورت مسئله هارو پاك كنم از خودم لجم ميگيره.عادت كردن به فكر نكردن...حالا چه بكنم با من فضول؟؟؟

نوشته شده توسط بنفشه در ساعت 11:37 | لینک  | 

كوتاه مي نويسم تا خودم يادم بماند كه براي من حجاب بر3 قسم است .حجاب عقل ،حجاب زبان و حجاب دل و لاغير. و روزه گرفتن براي اين خاتون  تلاشي است  بر يادگيري اين 3 حجاب كه البت خداوند شاهد است كه از ابتدا غرض اين نبود و خود كم كم مارا به اين مقصود رهنمون كرد. و خدا را شكر مي كنم به داده و نداده و گرفته اش كه همانا داده اش نعمت و نداده اش حكمت و گرفته اش امتحان است.

قسمتم ،هيچ ميدانستي كه خنده بنفشه را سه كس مي شنود، عاشق و كودك و ملك... من هم نمي دانستم ، جايي خواندم. و شاید که تو برایم هر سه ای.

نوشته شده توسط بنفشه در ساعت 11:45 | لینک  | 

دو روزي ميشه كه ميخوام از تمام خونمون تصويربرداري(يا باصطلاح غير حرفه اي ها فيلم برداري) كنم .اما فايده اينكار چيه ؟؟من بعضي از شبهايي كه نمي تونم بخوابم خودم رو مي برم به مهدكودكمون و به خونه قديميمون  به اتاقمون به حياط خلوت به بيد مجنون و درخت گيلاس و آلبالو و گوجه سبزمون توي  حياط خوشگلي كه داشتيم. به بازيهامون فكر ميكنم به شعرهايي كه توي مهدكودك مي خونديم و تاب ،تاب ،تاب كه من هنوز هم عاشق تاب بازي ام و كيكهاي كه با خاك مي ساختيم و رنگ مداد ماژيك آبرنگ خمير .ميوه هامون كه معلممون با اون چاقو گندهه قاچ ميكرد و ميذاشت توي بشقايهاي نارنجي رنگمون.و عباس آقا و مسعود آقا راننده هاي سرويسمون . كلاس آمادگي ، كلاس شير خوره ها... دامن هاي رنگي ،كفش رنگي ،گل سر رنگي كيف هاي رنگي .عروسك هامون .كلاس اول دبستان.خانم كمال آبادي ،راهنمايي ،گروه تاتر... اين كار حالمو خوب ميكنه و خيلي اوقات كمك ميكنه بخوابم .خيلي دلم ميخواست كاش از مهدكودك و دبستان و راهنمايي و دبيرستان تصويري واقعي داشتم. .شايد رفتم و اينكار رو كردم.من هنوز گاهي اوقات به خونه قديممون سر مي زنم .اگرچه كه ديدن پنجره در جايي كه قبلا" كتابخونه  بود كلي حالمو بهم زد ولي خوب من هر وقت به اونجا فكر ميكنم سعي ميكنم همون شكلي كه بود توي ذهنم بيارمش. واسه همينه كه مي خوام هرچه زودتر خونمون كه اينهمه توش خاطره دارم ثبت كنم  .نمي خوام دنبالش بگردم .

 

به زودي تمام خودمو جمع ميكنم تا بتونم يه داستان كوتاه بنويسم. الان يه كمش تو ذهنمه.

نوشته شده توسط بنفشه در ساعت 17:19 | لینک  | 

انقدر با خودم پراكنده حرف مي زنم كه نوشتنم نمي آيد.نمي فهمم كه چه ميخواهم بگويم امروز درگير فهم ايراد هايي تازه هستم در خودم.و اين بد نيست فقط خوشحال كننده نيست و همه چيز قرار نيست خوشحالم كند.مي دانستم كه خوبترين نيستم اما ...من بلند بلند حرف مي زنم و زياد حرف مي زنم و اين روزها با كد رمزي متوجه مي شوم كه بايد آرام تر حرف بزنم و بايد ميان حرف كسي حرف نزنم بايد دقت كنم ببينم سوال از چه كسي پرسده شد و جوابي ندهم وحرفي را تكميل نكنم. و اگر ناراحت شدم سكوت نكنم تا تبديل به گوشت سردي نشوم . من بايد با خودم صادق باشم  حواسم نبود و نميديدم كه بي نظمي آرامش بخش اطراف من چه آشوبي به پا مي كند .تميزي و ترتيب را بايد از نو ياد بگيرم وسليقه چيزي نيست كه فكر مي كردم وخوب بودن كافي نيست و خوب بودن معناهاي متفاوتي دارد.بايد بيش از اين سعي كنم براي تغييري كه هرچه سخت شايد ،شايد نويد آرامشي باشد. من بايد تلاشي تازه كنم  تا نگاه  ديگري را ياد بگيرم .هميني كه هستم كافي نيست. لازم هست ولي كافي نيست.بايد قبل از درگير شدن با برگها با ريشه درگير شوم.دعا ميكنم هنوز از جنس شيشه داغ شده و مايع باشم نه شيشه سرد كه با تغييري مي شكند. بايد به خودم سخت تر بگيرم و اضطرابي دارم از جنس خوابهايي كه گاهي مي بينم كه در جلسه امتحاني هستم و سوالاتي جلوي روي من است كه درسشان را قبلا" هرگز نخوانده ام و ممتحني دارم كه كمك نمي كند و از من انتظار پاسخگويي دارد. چاره اي نيست بايد كمي از روي دست ديگران نگاه كنم و يا چند خط نوشته اي پيدا كنم .من اين درس را قبلا"  نه ديده ام نه خوانده ام. به خودم مي گويم غصه نخور خاتون، سعي كن تا دير نشده .

نوشته شده توسط بنفشه در ساعت 13:17 | لینک  | 

ديدين گاهي اوقات يك كلمه كوچولو چقدر ميتونه آدم رو به هم بريزه؟حالا خوشحال يا ناراحت فرق نمي كنه.منظورم هيجان به هم ريختنه.امروز شخصا" يك ايميل زديم براي يه جايي به نام دو در دو كه از هر وبلاگي يه تيكه اش رو ميذاره اونجا.(دروغ چرا ما خودمون كه اونجا رو بلد نبوديم از رو دست وبلاگ هاي ديگران ديديم ) و مودبانه خواستيم وبلاگ كوچول موچول  بنفشه خاتون  رو هم ببينند اگر قابل بود عضو بشيم. همين چند لحظه پيش ايميلي دريافت كرديم كه در آن فقط يك كلمه ساده نوشته شده بود .(البت به خارجي ) Added همين و بس (اضافه شديم )اما به هم ريختيم از زور خوشحالي ...از شما چه پنهان به خودمون يواشكي يه مبارك باشه هم گفتيم.راستشو بخواين اين اولين قدم ما در جهت مطرح شدن جهاني بود ...بعدا" در مورد مطرح شدن و مطرح بودن بيشتر مي نويسم.

نوشته شده توسط بنفشه در ساعت 13:33 | لینک  | 

همه عمرم فكر مي كردم خيلي خوبه كه من با اينكه  بلدم وسط دعوا چي بگم كه طرفم رو آتيش بزنم ولي نميگم. دلشو نمي شكنم .به خدا راست ميگن آب كه ريخته شد ديگه نميشه دوباره جمعش كرد. بابام هميشه ميگه اگه حرف خوب بلد نيستي بزني پس لااقل حرف بد هم نزن . آي ملت  به پير به پيغمبر يكم مراعات كه به جايي بر نمي خوره .تازگي ميفهمم كه حتي وقتي دعوا هم نداريم داريم گل ميگيم و گل ميشنويم مردم يه تيكه هايي ميندازن بهت كه همين جوري عينهو تخم مرغ كه كوبيده باشن به ديوار تو هم سر ميخوري ميريزي زمين . واسه يك اتفاق ساده از يه كلمات گنده اي استفاده مي كنن كه مي مونم متحير كه مگه چي گفته بودم؟ نكنه فحش داشتم مي دادم . ناراحتم .خيلي فكر كردم شايد اگه من هم همون كار رو بكنم و جواب بدم حالم بهتر ميشه ولي بعدا" يادم افتاد به اينكه من خودم سالها از شنيدن تق تق صداي آدامس تو دهن مردم عصبي مي شدم يه روز بابام گفت اگه تو هم ياد بگيري و همون كار بكني خوشت مي ياد .امروز من بلدم كه چه جوري صداي تق تق آدامسم رو در بيارم ولي  همچنان ميبينم كه دارم اطرافيان رو با اين صدا عصبي ميكنم و خدا هم نكنه صداي تق تق آدامس يه نفر ديگ رو بشنوم انقدر عصبي مي شم كه هي دلم مي خواد به طرف بگم تف كن. نه فايده نداره  اينجوري من حالم خوب نميشه. تازه يه وقت ميبيني يه چي ميگم 4 تا مي شنوم گريه م هم ميگيره بازم نمي تونم مثل طرف جوابشو بدم حالم بد تر ميشه خواهش مي كنم تمنا مي كنم يه كم يه كم يه كم بيشتر به هر حرف و حركتتون فكر كنين .باباجان يه نگاه به آدمتون بكنين ببينين چه جور آدميه،چه جنسيه .ايهالناس  من آدم حساسي ام ؟باشه. زود رنجم؟ قبول. احساساتيم ؟ باشه .خوب من اينجوري ام  مراعاتم كنين .آخه مگه من شما ها رو ناراحت مي كنم؟ تا حالا بهتون توهين كردم ؟ براتون ادا و اصول در ميارم؟ تيكه ميندازم؟؟اگه  يه وقتي هم اينكارا  رو كردم معذرت مي خوام كافيه يه بار بهم بگين قول قول ميدم ديگه هيچ وقت ناراحتتون نكنم. مردم!! من ناراحتم از اينهمه بي محبتي و بدزباني  و بيفكري. عزيزان من ،اگه هم اتاقيتون دزده وسايلتون رو از جلوش جمع كنين با هم راحت زندگي كنين .پس كجاست اونهمه قوانين روابط اجتماعي؟؟ ديگه تو اين دنيا جواب محبت كه هيچي ،قانون  بده بستون و عمل و عكس العمل  هم رفته زير سوال ؟؟؟

نوشته شده توسط بنفشه در ساعت 16:25 | لینک  | 

6 تا با  2 تا اونجا 8 تا با 5 تا اينجا  13 تا  حالا انقدر كم با 4 تا اضافه  ميشه ...حالا اونجا چرا ؟ خوب كه چي ؟ پس اينجا كه چيكار؟. ول كن بابا . خوب حالا. بعدش چيكار؟ خوب كار. كار .كار. كجا بودم ؟ آهان 22 نه 25  پفيلا .نه غرفه 12 متري ...بست؟ نه 50 متر كمتر راه نداره جون شما.افت داره. بست؟ نه ميگه اينهمه پول براي وب سايت صرف نداره..گفت صرف نداره؟نه گفت توجيح نداره؟ توجيحش كردي؟ آره گفت حالا بذار فكر كنم؟رفت فكر كنه؟ 15 تا .وانت مي خواين؟ بير شي ايستيريخ ؟ اينور ميخوره اونور ميخوره؟ كيف صنايع دستي؟ چهل تيكه؟ لباس عروس ؟گريم عروس؟ فروش.بازاريابي.ترجمه .زبان. 64 تا. نه بابا حداكثر بيست و خورده اي.بيمه ماشين خونه آدم بچه. خونمون. كو پس عشق و علاقت؟ بابا والله باالله خيلي دوسش دارم آخه بايد چه جوري بگم؟ ناراحتي هات رو واسه خودت نگه دار نشون نده . ولي بايد بدونه. خوب حالا بعضي هاشو نشون بده.آخه نمي خوام دلش بگيره. پس بخند هه هه هاها هوهو هي هي. اسباب ها رو چيكار كنيم؟تنهايي؟ 112 تا نه 110 تا.سخته.دلمو نلرزون. من از اون بيد ها نيستم كه به اين بادها بلرزم.اينجا يا اونجا؟؟ بادمجون بم آفت نداره .اينجا چه كاره اي؟ ولم بكن .من با خودم منصفم. تو از كجا ميدوني كي وقتشه كه سيب برسه؟؟؟ جمع كن. تا آخر همين هفته بايد تصميم بگيريم نه فقط تصميم بايد عمل كنيم .كش كه نيست هي كشش بديم .اگه وقتش باشه هيچي تغييرش نميده. نترس من اينجام نمي ترسم تو اونجايي .چيكار كنم؟ نه چه كار كنم؟  صد رحمت به كارگر افغاني .3 تا 3 تا يا حداكثر 4تا4 تا مياره اما غر نمي زنه  5 تايي نمي ياره زمين نمي ندازه فحش نميده چونه نمي زنه.هممون همينيم .ره صد ساله بايد همين امشب طي بشه .24 تا. وايستا دنيا من مي خوام پياده شم.ترمز نداري؟؟پس ببين چه جوري من سرعت ميرم. گفت  28 تا تمام. ميگه واسه خودش ميگه بي خيال.منو كه ميشناسي.من بايد پر بشم خالي بشم گريه كنم .اشكامو پاك كه بكنم ديگه ميدونم چي كار بايد بكنم . .آخ كه خيلي دوست دارم .هر وقت نترسيدم بردم. كجا ؟چي ؟ كي ؟بي خيال .قاطي كردم. ميدونم. اما عيب نداره.ميدونم تهش خوبه.فعلا" بايد جمع وتفريق وضرب وتقسيم بكنم. بايد روي تو و روي خودم حساب كنم. فقط ما . گردو شكستم .گردو...هرچي ميشه بشه مهم اينه كه تو با مني يار مني. بيا ما بايد نقشه بكشيم.
نوشته شده توسط بنفشه در ساعت 20:4 | لینک  | 

ايرانيان ،هموطنان ما فيلم 300 را ديشب ديديم.البت كه كپي از روي پرده سينما. اما چيزي كه مي خوام بگم اينه: خودتون رو ناراحت نكنين اين فيلم در مقايسه با فيلم هاي هم رده خودش انقدر مسخره و سطح پايينه كه اگر منتقدين درست حسابي سينما در موردش چيزي غير از اين بگن مطمئن باشين همه عمرشون خجالت خواهند كشيد. در اينكه اين فيلم 100% بي مطالعه ساخته شده بحثي نيست اما مي خوام يه چيزهايي رو بگم كه ديگه خيلي مسخره بود.

1-   سربازان ايراني يا به صورت علي بابا 40 دزد بغداد صورتهاشون با پارچه پوشيده شده وچيزي شكل عمامه سرشونه (شايد منظورشون چفيه بوده باشه)يا اينكه صورتكهاي ترسناك به صورتشونه .الباقي ايرانياني كه صورتهاشون پيداست يكي پادشاه ايران است با كله و ريش از ته تراشيده ومخلوطي از يه زن ومرد (lady boy) با قدي 2 برابر پادشاه يونانيان و ابروي تتو كرده و حلقه هايي كه از لپ و لب و ابرو وسينه  بيرون اومده و از همشون هم زنجير ردشده .نمونه هاي موجود در كليه شهرنو هاي فرنگي با شلاق  ديده ميشه. بقيه سربازان و عاليرتبگان همگي نمونه هايي زنده در جامعه حال حاضر ايران دارن .ريش هاي توپي وكركثيف و...بذارين كمكتون كنم مثلا" شريفي نيا در مكس ،دنيا ،اخراجي ها... .

2-   10-15 تا جمله در اين فيلم بيشتر نمي شنوين بقيه همه تكراريه وهمين به ظاهر ديالوگ ها انقدر بچه گانه و بي شور وحال و آبكي ومسخره وخنده دارو....(خفه شدم ) ودر كل بي معنيه  كه گويا مجبور شدن راوي به فيلم اضافه كنن ولي راوي هم مشكل رو بيشتر كرده .شما بيش از نصف فيلم به حرفهاي صنار سه شاهي راوي گوش ميدين بقيه اش هم مثلا" ديالوگه (اما در حقيقت بازهمون سخنان شيواي راوي تكرار ميشه) .كاش يه كم اين كفار خارجي به نوحه هايي كه توي اين مملكت خونده ميشه گوش ميكردن به خدا اگر جاي راوي ،آهنگران پخش ميكردن قول ميدم همه بيشتر تحت تاثير قرار ميگرفتن. يه جايي راوي ميگه ايرانيان كه ديدن با زور بازو حريف يونانيان نمي شن به Magicرو آوردن  واي كه دلم مي خواد اون كوزه هاي پر از Magic و تاثيرشون رو ببينين.زبان قاصره.

3-   همه ميدونين به چه فيلم هايي ميگيم فيلم هندي .فكر كنم سازندگان فيلم از شيفتگان فيلم هندي خصوصا" در موقعيت هاي مبارزه واحساسي بودند.شمشير و نيزه فرو كردن و از اونطرف لخته هاي خون به بيرون جهيدن اونهم با سرعت كند(اسلوموشن).  توهم   كه در فيلم موج ميزنه ...پدر و پسر يوناني نفري حداقل 200 تا ايروني ميكشن بقيه رو هم نيزه خلاص ميزنن بعد وسط ميدون كارزار ناگهان همه چي آروم ميشه پدر اسم پسرش رو صدا ميكنه پسر روبه پدر نگاه ميكنه و لبخند تحسين برانگيز پدر رو ميبينه و اونهم لبخند مي زنه ناگهان يك سوار ترسناك ايراني از پشت پسر ظاهر ميشه پدر فرياد ميكشه نه پسرم... هنوز لبخند روي لب پسر هست كه سر از بدنش جدا ميشه.پدر فرياد ميزنه نه اما ديگه دير شده ..اينجا يه كم موزيك سوزناك بيشتر باشه بهتره .بعد آخره شب پادشاه يونان به پدر ميگه قلب من هم شكست پدر ميگه كدوم قلب من الان فقط نفرتم....مرگ من خودتون در مورد فيلم قضاوت كنين. تازه من اينجا خيلي سوزناك تر از فيلم تعريف كردم خودتون كه ببينين كلي ميخندين. پيشنهاد ميكنم برين مغازه فروش فيلم و چشمهاتون رو ببندين و نديد يه فيلم هندي بكشين بيرون به خدا ،به خدا كلي احساس تره .بهتون قول صد در صد ميدم كه گريه كنين تهش.

4-   داستان فيلم بر اين پايه بنا شده كه ايراني ها مي خوان يونانيان (Slave )برده اونها باشن و اين كلمه بارها و بارها و بارها  در فيلم تكرار ميشه وقتي ميگن فيلم بدجوري تخيليه راست ميگن والا .در ايران هرگز برده داري نبوده .بابا مگه اين منشور حقوق بشر كوروش در موزه لوور در كشور فرانسه شهر پاريس در معرض ديد عموم قرار نداره؟؟نكنه قايمش كردن!!!

5-   جمله تاثيرگذارومثلا"پيام فيلم هم اينه: خيلي سريع اتفاق مي افته و تو هم اصلا" خوشت نمي ياد (حالا بماند چه كاري )ولي من با قسمت اولش در مورد فيلم مخالفم چون جون آدم رو ميگيره تا تموم بشه  ولي با بخش دوم موافقم چون هيچكس حتما" ازش خوشش نمي ياد.

6-   كلا" در فيلم هيچ نشاني از ايران نيست مگر دوتا مجسمه هاي اسب پشت سر پادشاه روي اون تخت عجيب وعظيم  كه برده ها حمل مي كردن و اينكه هي به اون آدم ترسناك ها ميگفتن ايروني ها . كه اگه به جاش مثلا" ميگفتن آمريكايي ها  يا نه اصلا"  ميگفتن جينگولي ها  باورپذيرتر هم بود.

واما نتيجه كلي اينكه: يه ضرب المثل آمريكايي ميگه :اگه 100 دلار داري با يك دلارش يه چيزي بخر و با99 دلار الباقي براي جنست تبليغ كن. راست ميگن اين فيلم يك دلار كه زياده 2 زار بيشتر نمي ارزه ولي ميلياردها براش تبليغ شد.

 

پيشنهاد خيلي خوبي دارم براي مسئولين: به نظر من اينهمه جلسات نقد و بررسي اين فيلم چه در ايران و چه در خارج بازهم تبليغي بود براي اين فيلم .كاش ميشد يك برنامه اي ساخته مي شد و در طي اين برنامه از منتقدين سينماي دنيا ، از تاريخ شناسان ،موزه دارها،از فيلمنامه نويسان و نويسندگان بزرگ و كلا" دست اندركاران سينما در رده هاي بالا و اقشار مختلف افراد جامعه ،ايرانيان موفق خصوصا" در ناسا و...يك سوال واحد پرسيده مي شد: به نظر شما فيلم 300 جداي از سبك ساختاري آن ، از بقيه لحاظ  كه قابل بررسي هستند چگونه فيلمي است؟

اونوقت اين برنامه ديدن داشت فكر نكنم افراد  با مطالعه خودشون  رو جوري خراب كنن كه بشه بعدها بردشون زير سوال. من هم كه دستم از دنيا كوتاه و لي اگر دستي دارين حتما" اين كار رو بكنين خوب رسوايي ميشه.كلي از كارخانجات و توليدكنندگان و صاحبان صنايع هم بهتون تبليغ ميدن مابين برنامه پخش كنين پولدار ميشين ها.از ما گفتن. مگه مايكل مور چه جوري معروف شد؟؟؟شكار فرصت ها.بابا چرا يكي روي  ما  سرمايه گذاري نمي كنه؟؟

پيشنهاد به (Warner Brothers): برادران عزيز مگه گلادياتور و ارباب حلقه ها و هري پاتر و ... چه عيبي دارن كه اين فيلم هاي تخيلي سطح پايين رو ميسازين .كارنامتون رو خراب نكنين بابا.شما هم سياسي شدين؟؟؟كمپاني رو به  ورشكستگي  بود؟؟؟

 مطلب مهم : خودتون رو بابت اين فيلم خسته نكنين فرمول فروش يالاش هم كه گفتم چيه .فيلمي نيست كه حتي 10 دقيقه بعد از ديدن يادتون بمونه .انقدر خسته كننده هست كه دلتون بخواد هرچه زودتر از سينما بياين بيرون و فكر كنين با پولي كه دور ريختين  چه كارهايي ميشد كرد. ما كه كپي ديديم پول نداديم.خوش به حالمون. در مورد نمونه ساخت وطني با فروش بالا با همين فرمول هم هيچي نمي گم. شما خودتون به تجربه دريافتيد كه 2 ميليارد فروش براي يه فيلم ربطي به خوب بودنش نداره.

نوشته شده توسط بنفشه در ساعت 12:1 | لینک  | 

جمعه ظهر با شوخي و خنده و يه نموره دل نگراني با خواهرمون و دوستمون رفتيم براي امتحان زبان انگليسي (تعيين سطح) .قبل از امتحان هم تهديدشون كردم اگه منو بذاره كلاس پايين حق ندارين بخندين ها!!خلاصه بعد از امتحان آقاي ممتحن گفت شما مي تونين در كلاس Master  (ديگه آخرشه)ثبت نام كنين البت يه كم هم گرامر بخون .از خدا كه پنهون نيست از شما چه پنهون ما يه كمي درگيريم با خودمون چون  از 2 حالت خارج نيست 1-آقاهه انقدر حواسش به لهجه و تلفظ و body language   ما پرت شده بود كه نفهميد ما چقدر از لحاظ گرامر دري وري حرف مي زنيم.2- ما خيلي هم دري وري حرف نمي زنيم و كم الكي نيستيم وزبان انگليسي ما خوب است.

به هرحال اين كار از قبل از عيد روي دوش ما سنگيني مي كرد .من بايد به يك زبان خارجي كاملا"  مسلط باشم .  اين كار فكر مي كنم براي همه لازم باشه.يك زبان بيشتر ارتباطات بيشتر در آمد بيشتر .اگر دائم در حال پيشرفت نباشي يه وقتي به خودت مي ياي كه مي فهمي آب راكد مي گنده يعني چي .در ضمن اين روزها پيشرفت شخصي حالمو بهتر مي كنه .(البت من هم گاهي زيادي در جنب وجوشم)از طرفي از ديروز هم يه كتاب گرامر گرفتم و دارم مطالعه ميكنم.

واما همين ديروز رفتم و تست صدا هم دادم براي ثبت نام در كلاس آواز . آقاي استاد گفت جنس صدات خيلي خوبه براي آواز، تحرير هم مي گرفت صدام و گوشم هم خوب كار ميكرد براي شنيدن وهماهنگي در خوندن .آمدم بيرون كه ثبت نام كنم آقاي ثبت نامي بداخلاق بود گفت يا همه شهريه كه به نظرم يه كمي بالا بود (البته ميدونم اين عرفشه) همين الان بده يا نه ، دوسوم نقد بقيه چك. من كه چك نداشتم ايشون هم با بي حوصلگي گفت خيله خوب حالا نقد رو بده . داشتم پول ها رو مي شمردم كه يادم افتاد به حرفهاي استاد.ازم پرسيد هميشه چه آهنگهايي رو زمزمه مي كني؟ ولي من زمزمه نمي كنم اين آقاي شوهره كه هميشه داره زمزمه مي كنه .بهم گفت فكر نكن يه دوره كلاس كه تموم شد اونوقت صدات درست شده ها .منوكه اينجا مي بيني 17 ساله كه دارم سازمي زنم و آواز مي خونم تازه يه كم حرفه اي شدم. نپرسيد من هم نگفتم كه سازي نمي زنم اين آقاي شوهره كه ساز مي زنه و خيلي هم استعداد داره وپرسيد و من هم گفتم كه 30 سالمه و اونهم با تعجب نگام كرد كه يعني تا حالا كجا بودي كه حالا يادت افتاده ... به اون آقاي ثبت نام گفتم فردا صبح مي يام براي ثبت نام .خدافظ.

وقتي مي رفتم مطمئن بودم كه دارم ميرم ثبت نام كنم ولي اينكار رو نكردم و آمدم بيرون .راستي چرا؟اخلاق بد اون آقاهه حالمو گرفت؟ گرون بود ؟ با خودم كمي منصف تر بودم ؟ من صداي خوبي دارم براي دوبله براي شعر خوندن ،قصه گفتن با صداي بچه گونه ...اما شانس و اقبال ديده و شنيده شدن نداشتم ( آشناهامون همه كم لطف از آب در اومدن)ديگه نمي خوام كلاس گريم اسم بنويسم به جاي بازيگري. من دوست دارم آواز بخونم گاهي ولي مطمئن نيستم هنوز كه  به چه بهاء  و چه بهانه اي ؟

 

فكر كنم اين وسط  فعلا "  فقط  آقاي شوهر ضرر كرد با داشتن همسري  كه  همچنان فالش مي خونه  ولي  مي خونه.شايد هم يه روز اسم نوشتم.

نوشته شده توسط بنفشه در ساعت 14:39 | لینک  | 

 

1-   سد سيوند با حضور رئيس جمهور همين مملكت آبگيري شده.(گفتم يه وقت فكر نكين استعمار گر ها با ميراث فرهنگي ما اين كار رو كرده باشن)راستي كسي ميدونه آباداني مملكت مهم تره يا مقبره كوروش؟؟؟

2-   99% (يا كمي هم از اين بيشتر)  مردم ايران خواستار حجاب اسلامي و حفظ دقيق و محكم آن هستند. در نتيجه از همين امروز نيروهاي انتظامي مهربان و باكلاس و دوره ديده و مودب و متين و دوست داشتني و خصوصا" تحصيل كرده  شروع به امر به معروف و نهي از منكر بد حجاب هاي كافر وجهنمي  مي كننن .آخه شما كه ميدونين  همه بايد برن بهشت ...خصوصا" خواهران.اين برادرها با اون كله هاي طوفان زده  كه ديگه خودشون بهشتيند. در ضمن حجاب از اعتياد هم مهم تره .

3-     قيمت گوشت ،مرغ ، مسكن ،بنزين ،ميوه ،پفيلا ،سينما، تاكسي ،سكه ،حبوبات ،سبزيجات ،نوشابه هاي گازدار وبي گاز و رژيمي و ...

 

ديگه بيشتر از اين خبر براي درگير كردن و خندوندن و خل شدن ندارم ...آسوده بخوابيد شهر در امن و امان است.

نوشته شده توسط بنفشه در ساعت 17:33 | لینک  |