_ چي ميخوري ؟
_ هيچي ، دلت نخواد بغض داشتم زياد . خوردم .سيرم.
خدا اين خانوم حنا رو حفظ كنه با ابداع اين روش شماره گذاري :
1- كافيه فلاني امروز با ما بد برخورد كنه ميشه آدم بده، فردا يه لطفي به ما كنه ميشه آدم خوبه.القصه ما بالاخره جمله دوم رو گفتيم در كارتون شيرشاه 2 و به نام Simba's pride جمله : اين ديگه واسه چي اومده اينجا؟؟؟ در همين جا بايد توضيح بدم كه از ترس دير گفتن جمله و تكرار ناراحتي هاي دفعه قبل انقدر حواسمون به گفتن جمله بود كه نفهميديم اين جمله از دهن گوره خر در ميامد يا زرافه!!!!خانوم مدير دوبلاژ (خانوم آفري )بطرز عجيبي با ما خوب برخورد كرد و ما رو راهنمايي هاي مهربانانه اي نمود. در ضمن به صداي ضبط شده ما هم تا آخر با حوصله (بر خلاف آقاي عزيزي ) گوش داد ،خنديد و گفت خيلي خوبه تيپ ها ت .فقط بيشتر روي آهنگ و بازي (حس )شخصيت ها كار كن. چشم .چشم چشم.
2- ديشب به اتفاق آقاي شوهر و دوستان براي ديدن فيلم پاداش سكوت رفتيم به سينما اريكه ايرانيان . اولا" بايد بگم در بدو ورود با چه صحنه اي مواجه شديم .يه لحظه فكر كرديم رفتيم دوبي .آهنگ ني ناش ناش كر كننده عربي از همه بلندگو ها پخش بود.رفتيم جلوي در ديديم به به به سلامتي جشن پيروزي لبناني ها است. عكسهاي حسن ...هم همه جا به در و ديوار چسبيده بود .اون آقاهاي بي سيم به گوش هم به ما گفتن برين داخل منتظر شين فكركنم قيافه هاي ما خطر ناك بود...واما فيلم . واقعيت اينكه براي بازيه آقاي پرويز پرستويي بايد انقدر خم شد تا پيشاني به زانو بچسبه .نه فقط به خاطر گريه هاي زنده و اشكي كه در تمام فيلم چشم هاي ملتهب اين آدم رو خيس نشون ميداد بلكه به خاطر صحنه هاي زير آب. داستان فيلم رو سالها قبل در دوران جنگ در جمعي به عنوان طرح سوالي براي درك كار خوب يا بد و اينكه اصولا" كي ميتونه بگه چه كاري خوب و چه كاري بده و اينكه همه چيز نسبيه شنيده بودم. اما به هرحال سوژه مناسبي براي فيلمنامه شدن بود . تنها دو نكته در فيلم بد از آب در اومده بود كه دوميش بيش از اون يكي باعث تعجب بود . اولي گريم لو رفته وخيلي بد آقاي كيانيان.آخ كه اين گريم چقدر مزخرف بود ودوم بازي رضاكيانيان . من هميشه بازي و شخصيت اين آدم رو خيلي دوست دارم ولي بايد بگم بازي اين آدم در صحنه هاي حساس توي آب بد بود. از نظر من صحنه ها ي توي آب بايد پر از تنش ، كشمكش ، هراس و دلهره ساخته ميشد ولي حالا نمي دونم آيا به دليل حساسيت اينكه نميشه يه فرمانده جنگ تحميلي رو حتي كمي سنگدل يا سريع التصميم درموقعيت جنگ نشون داد انقدر شل و وارفته در اومده بود يا نه همه چيز از كارگرداني تا فيلمبرداري و تدوين و بازي بد بود كه اون حس لازم اضطراب و تصميم گيري خيلي دشوار كه لازمه اين صحنه بود خوب در نيومده بود .در يك كلام صحنه ها آبكي شده بود...در ضمن نقش خانم تير انداز هم به نظر من جاي كار بيشتر و خيلي دقيق و ظريف تري داشت . اما عجب سلامي داشت اون نماز.
3- من بيرون با من درون درگيرن .فكر ميكردم وقتي خودآگاه ميخواي چيزي رو بپذيري ناخودآگاه بلافاصله قبول مي كنه اما پريشان خوابي ثابت كرد كه نه طول ميكشه تا درون و بيرون يه باور كنن.
ما جمعه رفتيم پيك نيك .يه جايي به نامه كند با كسره بين لواسان و فشم (امامه يا عمامه!!!يادم رفت چه جوري بود نوشته اش) و خيلي به ما خوش گذشت چون آنجا هواي خيلي خوبي و مناظر خيلي خوبتري داشت. ....اين بود انشاء من از تعطيلات خود را چگونه گذرانديد.
تمام هفته گذشته در انجمن فيلمي پليسي كمدي جنايي به نام HOT FUZZ به مديريت آقاي عزيزي در حال دوبله بود از بنده به جهت ايجاد همهمه صرفا" استفاده شد.حتي لبخند هم نزنين كه راضي نيستم ...فيلم قراره يكشنبه(امروز ) از سينما 1 پخش بشه . اما اتفاق جالب اينكه يهو چهارشنبه شب خبردار شديم كه شبكه 2 با مديريت آقاي مناني قراره اين فيلم رو شنبه پخش كنه اما نكات جالب و تلخ وشيرين :
1- آقايان پيشكسوتان يك هفته پيش در روزنامه اعلام شد كه اين فيلم توسط انجمن گويندگان جوان در حال دوبله است پس چرا شما رفتيد به سراغش؟؟ به خدا قسم ما كه كار آموز و كوچيكيم از اين رفتار شما مونديم متحير. تا حالا فكر ميكرديم اينها فقط حرفه ولي حالا ميبينيم كه واقعيت تلخه.
2- اين فيلم حدود 38 كاراكتر داره و من با چشم خود ديدم كه آقاي عزيزي با چه ظرافتي حتي صداهايي را كه در اوت بود براشون گوينده مناسب پيدا كرد و در كار گنجوند.كار دوبله شما رو هم ديروز از تلويزيون ديدم .باز هم تاييد ميكنم ما كه تازه وارديم خندمون گرفت و خجالت كشيديم خدا وكيل ميان ماه انجمن تا ماه شما تفاوت از زمين تا آسمان است. آآآي دلمون خواست پيشنهاد بديم يه مسابقه دوبله بذارن بين شما و انجمن...شما به كل يه كاراكتر هايي رو نديدين فكر كنم.به نظر مياد پيشكسوتان دوبله عجيب ترين پيشكسوت هاي دنيا باشن.
3- در اين فيلم ما هم براي يه نقشي تست صدا داديم ولي متوجه شديم صدامون براي اين دختر خانم كمي بزرگساله دروغ نگم واسه خودم كلي ناراحت شده بودم اما اين اتفاق باعث كشف چيز ديگه اي شد .من يه تيپ تازه خلق كردم . پيرزن .بله من الان ميتونم جاي پير زن حرف بزنم به كل نفهمين خودمم. از اين كشف خوشحالم ودر ضمن آقاي صولتي هم صداهايي كه ضيط كرده بودم شنيد اولين جمله اش اين بود : خيلي خوبه .بماند كه بعد از اون حدود نيم ساعت مارو راهنمايي كرد و گفت صداي بچه ام هم به درده عروسك ها ميخوره .براي دوبله كارتون بايد همه كلمات درست تلفظ بشه .(آخه بچه من گاهي كلمات رو كاملا"اشتباه تلفظ ميكنه ).بايد بيشتر فيلم و كارتون دوبله ببينم.خصوصا" فيلم هاي با دوبله قديمي و بدبختي اينجاست كه فيلم گير نمي يارم .شما خواننده هاي عزيز به جز بربادرفته تو آرشيوتون فيلم هاي دوبله قديم ندارين مثه بانوي زيباي من ، دزيره ،رام كردن زن سركش ، اشكها و لبخندها و...كمك .صواب داره به خدا.پس فردا كه يه كسي شدم به خدا ميگم پيشرفتمو مديون شما هستم ها.
و از همه اينها كه بگذريم هتل هايي كه مي خواستيم در خارج جا داشتن !!!و ما جامون رزرو شد ويزامون هم كه بگيريم به حول و قوه الهي ديگه رفتيم مسافرت...فكرش هم خوبه به خدا.دارم تمرين ميكنم تا جا بيفته برام كه ما نبايد همه چيزرو توي صف زندگي جلوتر و قبل از خودمون قرار بديم.گاهي ما مهم تريم!!!
1- بالاخره كتاب استخوان هاي دوست داشتني تموم شد .اين كتاب را بخوانيد حتما" ...البته بايد بگم از نظر من آخر كتاب بايد خيلي پخته تر از اين تموم ميشد .يعني اگر پايانش هم مثل آغازش بود اينجا صد ميليون بار ميگفتم بخونينش.اما خوب احساس ميكنم نويسنده بايد تا پايان داستان همين طور جسور ميموند.اصولا" من فكر ميكنم كساني كه تصميم ميگيرن يه هميچين كتاب ها يا فيلم هايي خلق كنن مجبورا" جسور تر باشن. وگرنه كه آبه آبه...
2- بالاخره آنونس فيلم علي سنتوري رو ديدم. موسيقي و صداي اين آقاي چاووشي رو من خيلي دوست دارم .يه جوراييه. در ضمن پوستر اين فيلم يه شاهكاره. مرگ من به مضراب سنتور نگاه كنين و علي را ببينين.كاش ميشد اينترنتي پول بديم و اين فيلم رو download كنيم و ببينيم.
3- بالاخره ما ديروز براي اولين سفر خارجي با آقای شوهر اقدام كرديم اما معنيش اين نيست كه بالاخره حتما" ميريم ....
4- بالاخره نفهميدم به اونچه كه ميگذره فكر بكنم يا نكنم؟؟ چه تنهايي چه با تو .بالاخره همه چيز ميگذره اما چه جوري؟؟؟من ميدونم و اين مهمه و اين گاهي خوشحال كننده نيست.چه فايده وقتي كه بالاخره ميفهمي پيشگيري بهتر از درمانه ولي نميتوني كاري بكني...
۵- بالاخره موفق شدم صدامو ضبط كنم .
۶- بالاخره داستان عروسی ساقی قهرمان را خوندم ولی هیچی درموردش نمینویسم چون هنوز نمی تونم.
۷- بالاخره كلمه خاطره انگيزي در زندگيه من .
در حيرتم ، تو كه نگفته مرا خوانده اي ،چگونه هنوز نگاهم را نمي فهمي .با من بگو نگاه برگيرم يا ميفهمي بمانم.
رو به خوانندگان : از اين به بعد اينجا گاهي چيزكي يا داستانكي مينويسم كه اين ها هيچ ربطي به خودم و زندگيم نداره .قضيه فقط با دقت بيشتر به مردم نگاه كردنه.براي ياد گرفتن لحن هاشون. همين .ممنون.
دیروز ۷ مرداد درست یکماه بعد از اولین روز کارآموزی من برای دوبله بود و من بالاخره اولین نقش رو گفتم در کارتون کره ای به نام پیشگویی قورباغه ها... من جای یه گربه ماده که اتفاقا" حامله هم بود حرف زدم .در کار گویندگی وقتی از شما بخوان مثلا" فقط جای یه زنی که برای چند ثانیه فقط یه جمله میگه و میره یا مردی که توی خیابون سرفه میکنه و رد میشه حرف بزنی یا ادای سرفه کردن در بیاری (Reaction ) اصطلاحا" ميگن طرف فقط مردي زني گفته نه يه نقش و اصولا" فعلا" به كارآموزان تا جاييكه حرفه اي بشن فقط زني مردي ميگن بگو ولي فكر كنم خدايي شد كه بالاخره خودم تمام جسارتم رو جمع كردم و رفتم به مدير دوبلاژ گفتم من جاي اين گربه ميتونم حرف بزنم يه تست ممكنه از من بگيرين و يه وقت به خوم اومدم و ديدم دارم نقش ميگم.اما نتايج:
1- وقتي آمدم بيرون خوشحال بودم و نبودم .خانوم مدير دوبلاژ اون داخل تا ميتونست با اعصاب من بازي كرد تا نقش در بياد . نقش در اومد و من دردم.
2- همش فكر ميكنم ميتونستم بهتر از اين بگم ولي واقعيت اينه كه خودم به نظرم صدام خام بود . اگرچه كه ميدونم اين مدير دوبلاژ ها با هيچكس شوخي و تعارف ندارن اگر صداش خوب نباشه ميارنش بلافاصله بيرون. 2 نفر ديگه قبل از من نقش گربه رو گفتن و قبول نكرد.
3- ما عادت كرديم براي انتقال منظور از فيزيكمون استفاده كنيم حالا من بايد بيشتر ياد بگيرم وقتي نمي تونم از تمام اجزاي كله ام براي نشون دادن عصبانيتم استفاده كنم چطور بايد به صداي خودم متكي باشم.
اگر آقاي رييسي به عنوان ناظر كيفي از صداي من ايراد نگيره اين كارتون از تلويزيون پخش ميشه و اونوقته كه ....هورا...ديشب تا خود صبح بيشتر از يكساعت نخوابيدم اون يكساعت هم خواب آقاي رييسي رو ديدم. ديشب خاتون به آقاي شوهر يه شوريني كوچولو داد و از اينكه بهش براي پيشرفت كمك ميكنه تشكر كرد. امروز صبح هم آقاي شوهر رفت ماموريت تا پنج شنبه و خوب عيش خاتون با دلتنگيش بدجوري مخلوط شده.
تا حالا شده وقتي يه روز صبح وسط داغ تابستون پا شدي و ديدي داره بارون مياد فكر كني كه خدا اين بارون رو فقط واسه تو باريده ؟؟؟ يا شده وقتي عجله داري و چراغها سبز ميشن فكر كني براي خاطر تو دارن سبز ميشن يا وقتي توي يه كار تيمي همه منتظر يه جواب معجزه هستند تو فكر كني كه براي دل تو كار درست شده ؟ هر كجا هستم باشم آسمان مال من است پنجره فكر هوا عشق زمين مال من است .باور كردنش از ته دل آسون نيست كه تا هستي فكر كني جهان ارثيه باباته وقتي هم كه نبودي همش مال بقيه ...آخ كه اگه تونستي باوركني با عقل و حس كني با دل که ميتونه همه چيز مال تو باشه... بي خيال غرور منظورم فقط آرامش يه ارتباطه ...کاش بفهمی که چی میگم
