بحثی که در مورد زنان شد را جمع بندی میکنم:
از نظر اینجانب وقتی در مقابل پرسش شما پرسش دیگه ای قرار میدن همیشه معنیش این نیست که قراره شما رو به سمت پاسخ هدایت کنن بلکه ممکنه شما رو به سمتی هدایت کنن که سوال یادتون بره.!!! متاسفانه باید بگم پرسش های بنده کماکان بدون پاسخ قانع کننده به قوت خودش باقیه.اگر هم که تا این لحظه در بخش نظرات هیچی نگفتم دلیل بر پاسخ نداشتن نیست بلکه فکر میکنم در خانه اگر کس است یک حرف بس است مگر اینکه بخوایم روی سر مبارک خودمون و دیگران پوششی به نام کلاه بذاریم و متاسفم که مجبورم توضیح بدم شما هر دعوتی رو میتونید بپذیرید یا رد کنید اما اولا" اجازه پرسیدن ندارین که آیا دیگران با دعوت اومدن یا نه!!دوما" اگر دعوت رو پذیرفتید آمدید دیگه برای چی به صاحبخونه و دیگران اعلام بی حوصلگی میکنید ؟؟؟ خدا وکیل برخی کامنت ها کلی مایه شادمانی هستند...
اینکه از این واما بعد ...
آیا شما از معمولی بودن میترسین؟؟؟دوست دارین متفاوت باشین؟ با دیگران فرق داشته باشین؟ این فرق می تونه در رفتار ؛ تصمیمات و حتی لبخند شما باشه. مدتها فکر میکردم من آدم متفاوتی ام اصلا" توهمش رو داشتم .اما یه روز یه جا در یه لحظه به نظرم اومد که من معمولی ام .معمولی ...حتی اگه غصه داره . یه روز استاد فرشچی در یک مصاحبه ای میگفت اگر در یک کاری نفر اول تا سوم نیستین ولش کنین برین دنبال کار دیگه ای و من همش فکر میکردم که این جمله چقدر عجیبه و غریبه و خودپسندانه است و همش فکر میکردم پس فقط یعنی آدم های اول تا سوم مهم هستن ولی امروز ها فکر می کنم اول تا سوم اگر نیستی خوب نباش خیلی ها نیستن . درک نمی کنم اگر که میخوایم متفاوت باشیم چرا میریم فیلمی رو میبینیم که همه تعریفش رو کردن ؟ قهوه ای رو میخوریم که یه عده بخصوص میخورن؟ آرایشگاهی میریم که اسمش همه جا پیچیده. شام از فلان جا میگیریم که همه میشناسن؟ بد ترین حالتش اینه که وقتی به نظر شخص شخیص خودمون یه حرکتی هم میکنیم به دیگران هی میگیم ما رو ببینین و بشنوین ما با همه فرق داریم. این روزها راحت ترم که بگم من یه آدم معمولی ام که گاهی یه حرکت های خوبی می کنم.
در کار خانوم آفری فیلم "آخرین میمزی" به جای یه معلم سرخونه حرف زدم.نقش بزرگ و طولانی نیست اما از اون کارهاست که خوب انرژی روش گذاشتم و هر دفعه بهش فکر میکنم لبخند میزنم.یه جورایی حرفه ای بود!!!
آقای ذکریا
متاسفانه باید عرض کنم در کمال تعجب متوجه شدم با هرکسی که در این موارد صحبت میشه نهایتا" بحث به جایی بی ربط کشیده میشه.اما محض اطلاع شما باید بگم هیچ زنی در دوران قاعده گی ناپاک نیست .اساسا" شما مردان در هنگام خونریزی مثلا" از ناحیه پا در بدنتون ناپاک هستید؟؟؟به عقاید یهودیان اشاره کردید امیدوار هستم که مطالعه ای درتورات داشته باشید و ببینید تا چه حد نظرات این کتاب نسبت به زنان وحشتناک ؛خشن و دور از انسانیته .باعث کمی تعجب خواهد بود اگر اسلام از یهودیان وامدار عقیده باشه اگرچه که به نظر میرسه در خیلی از موارد مقررات اسلامی مانند یهودیان بوده (مثل یک هفته ای بودن ماه روزه و مسجدالحرام و...) که بعدا" تغییر کرده.به نظر میرسه دلایل نزول این آیه این باشه که از اونجایی که مردان جاهل عرب که تصور میکردن زنان فقط محض استفاده و لذت نوع ایشان آفریده شده اند و باید در همه حال آماده سرویس دهی باشند نسبت به این یک هفته معترض بودند.در کتاب خدا هم بدون اینکه شخصیت یک زن را در نظر بگیرند او را در مقابل مردان حقیر تر کرده و گفته اند : ای مردان پاکدامن!! زن در این دوران ناپاکه با او نزدیکی نکنید .تازه اینکار بی فایده هم هست چون در این دوران این کشتزار بارور هم نمیشود!!! مثل اینکه بچه ای لجباز که میخواد با سگی کثیف در خیابان بازی کنه منع کنید و بگید نه مامی این کثیفه آلوده است مریض میشی ها تازه ممکنه گازت هم بگیره!!! آقای زکریا دیدگاه شما به نظر کاملا" مردانه است و گویا از دو مطلب مهم علمی کاملا" بی خبرید :
1- زنان در این دوران متحمل فشارهای جسمی و روحی متفاوتی هستد( از لحاظ روحی مثل زود رنج تر بودن و جسمی مانند افت فشار و دردهای بسیار زیاد در نواحی زیرشکم و کمر)
2- برخی از زنان تنها در دوران قاعده گی قادر به باروری هستند. که تعدادشون کم هم نیست .واقعا" شما از این موضوع بی اطلاعید؟؟؟
احتراما " باید عرض کنم که برای من فرقی نمیکنه که از نقطه نظر قواعد زبان عربی چند جور برداشت از یک جمله مقدوره. فقط به عنوان یک زن فکر میکنم آیا نمی شد دین اسلام در کتاب خود به مردان اعلام کنه که ای بندگان من ! زنان در این دوران شکننده تر و دچار درد جسمی هستند . با آنها مهربانتر باشید و از لحاظ پزشکی هم با نزدیکی در این دوران هم برای سلامت شما مردان و هم برای زنان خطراتی وجود داره. آقایان این یک هفته را بیش تر به زنان خود توجه و از آنها مراقبت کنید زیرا همانا این همه سختی که زنان در این دوران متحمل می شوند موجب بارور شدن و سلامت زنان و فرزندان شما خواهد بود !!!واقعا" اینقدر درکش سخت و غیر قابل تحمله!!!
پیشنهاد میکنم برای ادامه این بحث سعی کنید به زنان از منظر زنانه نگاه کنید نه دیدگاه برتری جویانه مردانه .شاید به فهم درست تری برسیم.
پی نوشت: آقای شوهر متاسفم که فرصت مطالعه این پست ها رو نداری!!! ا
آقای زکریا شما بنده را دعوت به یک مباحثه کردید درباره دیدگاه ها و داوری اسلام در باب زن، که پذیرفتم و از اونجایی که فکر میکنم بحث وسیعی خواهد بود ترجیح دادم خوانندگان هم در آن شریک باشن.اما در ابتدا ذکر 2 مطلب خیلی اساسیه.
1- من ساده می نویسم .شما هم لطفا" ساده بنویسین من مجبور شدم متنی که در کامنت گذاشته بودید چند باری بخونم تا بفهمم منظور شما چیه.
2- من فمنیست نیستم نه اینکه بدم بیاد یا خوشم بیاد .من معتقد به مساوات هستم .بارها شده که از پشت ماشین هایی که راننده خانم داشتن با داد و بیداد فرار کردم و یا به ترسویی آقایون از یه آمپول خندیدم.
در بررسی جایگاه زن در دوره قبل و بعد از اسلام باید خاطر نشان کنم که اطلاق کلمه دوران جاهلیت صرفا" مربوط به اعراب وحشی و جاهل عربستان در اون دورانه چون ایرانی که اعراب در سالهای 14-36 هجری تحویل گرفت یکی از چهار امپراطوری صدرنشین جهان باستان بود . منشور بشریت که حتما" معرف حضور هست ...و باور بفرمایید حتی با مطالعه کتاب های موجود در ایران شما میتونین متوجه بشین که زنان در دوران قبل از اسلام در ایران از چه جایگاهی برخوردار بودند(رجوع به کتاب سرزمین جاوید؛ شاهنامه فردوسی ...) در نتیجه زنانی که واحد شمارش آنها با حیوانات و چهار پایان یکی بوده مربوط به خطه عربستان میشدند صرفا". فکر کنم بارها در کتب دوران دبستان خوندیم که مردان عرب دختران خودشون رو زنده به گور میکردن حال اینکه در ایران و روم و یونان و ...زنان نماد الهه ها هستند. اما بعد از اسلام اگر ابتدا کلیه تفسیر ها و روایت ها و ... کنار بگزاریم و یکراست مراجعه کنین به خود قرآن ذکر چند آیه ای در مورد زنان ؛حقوق و جایگاهش مورد بحثه. به نظر میرسه در این کتاب آسمانی به زنان اگر یکی داده شده دو تا گرفته شده تا مبادا پر رو بشن !!! مثلا":
مردان را بر زنان برتری است (بقره ؛228)؛ زیرا که خداوند برخی را بر برخی دیگر برتر مقرر فرموده است ؛ و نیز از این بابت که مردان از مال خود و زنان نفقه می دهند.(نساء؛34؛زنانی را به نکاح خود در آورید که مورد پسندتان باشند: دو یا سه یا چهار (نساء؛30)؛ و چنانکه دلپسندتان نبود در امر طلاق آنها دغدغه ای به خود راه ندهیه.(نساء؛ 19)زنانی را که از نافرمانیشان بیمناکید ؛نخست نصیحت کنید سپس از خوابگاهشان دوری گزینید و سرانجام آنانرا به زدن تنبیه کنید.(نساء؛33) اینان کشتزار شمایند پس به هر صورت که خواسته باشد برای کشت آنها نزدیکی بجویید(بقره ؛223) و هرکدام از زنانتان را که مرتکب خطایی فاحش شده باشند و چهارتن از گواهانی که خود تعیین میکنید به خطای آنان گواهی دهند آنقدر در خانه زندانی کنید تا عمرشان به آخر برسد یا آنکه خداوند راه نجاتی برایشان فراهم آورد(نساء؛15) خدا به شما فرمان می دهد که ارث یک پسر را دو برابر یک دختر قرار دهید(نساء؛11) و برای ادای شهادت دو مرد گواه آوردید و اگر دو نفر مرد نیاید یک مرد و دو زن را گواه بیاورید(بقره ؛282)
و اما سنت ها و روایت ها که دیگه جریان بدتر میشه:
1-در نهج البلاغه اشاره شده که زنان رو مورد مشورت قرار ندید و اینکه اسرار خودتون رو با زن در میون نگذارید .زن مثل کژدم میمونه ولی زهرش لذت بخشه!!!شما حق ندارین همه اموال خودتون رو در اختیار زن و بچه قرار بدید چون اگر خوب باشن خدا بهشون کمک میکنه وگرنه اگر بد بودن شما به دشمن خدا کمک کردین...
اما قوانین جاری شده با سلایق شخصی :
2- مجاز شمردن تعدد زوجات و از اون دهشتناک تر صیغه...
3- حجاب به این شکل افراطی که فقط باعث حریص تر شدن مردان و کلافگی و آزار خیلی از زنان شده. اگر قبول ندارید یک هفته با حجاب خارج از منزل سر کنید تا بدانید.
4- لزوم به اطاعت از شوهر در ارائه خدمات جن سی و گرفتن اجازه برای خروج از منزل ...
...
باور کنید این قوانین فقط به زنان دوران جاهلیت عربستان کمک میکرد تا زنده بمونن ولی زن امروز !!!
1- سال پیش تمام صبح ها هنگام آماده کردن صبحانه و و خوردنش از دیدن برنامه سلام مردم ایران با مجری گری خیلی ها مثل آقایان شهیدی فر؛ کوثری ؛ اینانلو ؛ آییش و...لذت بردم چه قسمتهای ایرانشناسی زیست محیطی یا ورزشی هنری و علمی لذت بردم و صد البت هر وقت آقای معتضد که به نظرم مثل هرودوت معاصر میمونه برای ایران شروع به صحبت می کرد کانال رو عوض میکردم. چند ماه اخیر سعی کردم "برنامه روز از نو "رو که جایگزین این برنامه شده به زور نگاه کنم اما همه چیزش حرص آوره خصوصا" مجری برنامه .باید ببینین تا بفهمین چی میگم .مدتی شروع کردم برنامه کانال دیگه ای رو ببینم برنامه صبح عالی بخیر که راضی کننده همه بود .تا اینکه دیروز ییهو دیدم آقای معتضد رو آورده.دیروز و امروز باز برگشتم به کانال قبل و سعی کردم روز از نو ببینم. حالا چرا این جریان رو تعریف کردم؟؟؟ به برنامه امروز آقای دکتری دعوت شده بود که قرار بود در مورد هوش هیجانی که از آی کی یو هم مهمترو موثر تر در پیشرفت و خلاقیته صحبت کنه دعوت شده بود آقا ما ده دقیقه هرچی گوش دادیم دیدیم این آقا اگر یک عمامه و عبا به تن کنن به مراتب از تحصیل کردگان حوزه قابلیت بیشتری در جذب مومنین دارن.اما از اونجایی که ما دنبال هوش هیجانی بودیم هاج و واج مونده بودیم که آقای مجری حرص اور گفتن آقای دکتر آدم رو وادار به سکوت باشکوهی میکنن!!!دیگه طاقت نیاوردم تلفن رو برداشتم و زنگ زدم به برنامه و خیلی محترمانه گفتم جان عزیزت بگو این آقای دکتر اونجا چی کار میکنه به مجریتون هم بگین بره برنامه های سال گذشته دیگران رو ببینه تا بفهمه وظیفه اش اونجا چیه!!! بعد از قطع کردن تلفن حالم بهتر نشده بود !!!ناامیدانه فکر می کردم نکنه نون این بیچاره رو بریده باشم!!؟؟؟ دیوانه ام من .
2- چند رو پیش توی خیابون دیدم پشت یه ماشین عروس کلمه LOVE رو گل زدن. دور و برش هم قلب و ...فکر کردم معادل فارسیش میشه عشق. اگر پشت ماشینه عروس گل بزنن اولا" که به نظر جواده دوما" حتما" باید کنارش شمع و گل و پروانه هم باشه و کلا" قضیه سوزناک باشه و ...راستی چرا ما در سنین 17- 18 سالگی عشق های بانمک صورتی این ور اون ور نمی نوشتیم و دورش قلب های کپل نمی ذاریم ؟؟عشق های ما با شعرهای سوزناک و چشمون گریون و قلب های لاغر پیزوری که از تهش داره خون می چکه همیشه همراهه!!! تیر یادتوت نره ... عاشقیت درست و حسابی هم یاد نگرفتین.
3- آقای قاضی از ما دوبلور خواهد ساخت البت اگه بتونه از دست خنگ بازی ها و شیطنت بنفشه خاتون سلامت روانش رو حفظ کنه.در کارتون "یوبی روباه پنج دم " که یه کارتون فلسفی ماوراالطبیعه تناسخیه حرف زدم.
4- آقای شوهر از ما هم مشهور تره...
دیشب ما عروسی یکی از دوستان نزدیک دعوت بودیم و خوب در جریان هم بودیم که داماد کلی سنگ تموم گذاشته و در باغی اجاره ای اطراف تهران قراره جشن عروسی رویایی بسازه. ساعت 2 بعد از ظهر به ما خبر دادن باغی که قراره عروسی اونجا باشه دیشب به همت برادران نی روی انتظامی کشف و توفیق گشته در نتیجه تا یکساعت دیگه به شما آدرس جای دیگه ای رو اعلام می کنیم !!! از نظر من این اتفاق میتونه وحشتناک باشه ؛غصه آور باشه ؛ خشم برانگیز باشه و ...خیلی باشه های دیگه که با دو تا تف تف سرو تهش رو هم میارم .بماند که ما بالاخره شب جای دیگه ای جز باغ رفتیم عروسی و همه چیز عالی بود جز اینکه خیلی گرم بود و ارکستر هم ناز کرد گفت مسئول اینجا گفته تا ساعت 11 بیشتر شادی و پایکوبی مجوز نداره که البت تازگی هم نداره (اصلا" چه معنی داره در این شب های خوشی حتی ...). اگر ما عروس بودیم و نگران آرایشمون نبودیم خدا وکیلی حداقل چندین بار بغض کرده و اشکها می ریختیم.
آقای قاضی مجددا" بنده را مورد مرحمت قرارداده و ما برای کارتون بسیار زیبای American Tale که اینجا به نام فایول به بازار خواهد آمد یه نقش درست حسابی گفتیم (خانوم گاسی) . خدا وکیل نقش سختی بود و اگه صبوری و تلاش آقای قاضی نبود ما که به قول ایشون با لهجه غریب کوزوووییمون این کاره نبودیم . قراره این کارتون یکی از کارهای خیلی خوبه انجمن باشه. در ضمن کارتون های هی آرنولد و Bee Movie با صدای من اومده به بازار .هرکس دید نفهمید ما کدومیم بپرسه تا بگم!!!بنفشه خاتون خوشحال
آقای قاضی باید چند سالی از من کوچکتر یا نهایتا" همسن و سال من باشه شاید دو هفته ای باشه که مدیر دوبلاژ شده البته این آقا تنها مدیر دوبلاژ با این سن و سال در انجمن نیست ولی میتونم بگم کارش خیلی خوبه .نه فقط برای اینکه هفته پیش من رو آفیش کرد تا یک نقش درست حسابی (معلم رانندگی مسابقات ) در کارتون Speed Race بگم و نه برای اینکه به من گفت جنس صدام خیلی خوبه و از این جنس صدا کم داریم بلکه برای اینکه وقتی مدیریت میکنه تو میبینی که چه زحمتی میکشه تا تو لحن درست رو پیدا کنی و وقتی خودش جمله ای رو میگه تو فکر میکنی وااااااااای این چه جوری با این دو کلمه بازی میکنه واقعیت اینه که وقتی چشم هات رو ببندی درست انگار آقای حامد عزیزی داره دیالوگ میگه .الحق که شاگرد خوب خود آقای عزیزیه.دیروز بهش گفتم اگر من الان ها بمیرم بخاطر نقشی که توی این کارتون و کارتون "پرنسس قو" گفتم از خودم راضیم !!!!
کتاب رازی در کوچه ها نوشته خانوم فریبا وفی رو خوندم .جز یه مورد که بنظرم از دست نویسنده در رفته و طبیعتا" نمی تونسته راوی در اون موقعیتی که داره پیش میاد در اونمکان حضور داشته باشه به نظر من این کتاب یکی از بهترین هاست .باید بخونین تا بفهمین چقدر خوب نوشته .هیچ چیزی بی خودی کش نیامده وهیچ چیز غیر واقعی نیست و کلا" کتاب دوست داشتنیه .خوندن کتاب "خیام و آن دروغ دلاویز" و "تولدی دیگر" را همین دیروز تموم کردم و ...گیجم گیج گیج گیج به قول مولانا :من هیچ نمی دانم (این آلبوم شهرام ناظری که شعرهای مولانا رو میخونه خیلی دوست دارم) هرکس این کتاب ها رو خونده خصوصا" شما آقای پیمان به من کمک کنین و بگین چی فکر میکنین در موردش . لازم الدانستن هستیم .این روزها همه جا دارم دنبال کسانی میگردم که این کتاب ها رو خونده باشه.
وقتی یه کلمه ای رو هی پشت سرهم تکرار کنی هی تکرار کنی یک وقت متوجه میشی میبینی دیگه برات هیچ معنایی نداره ...یا شاید معنای تازه ای میده .بگیر برو تا فکر های تکراری ؛ بحث های تکراری ؛آدم های تکراری ؛ رفتار تکراری؛روزهای تکراری ؛تکراری ؛تکراری؛تکراری ؛تکراری...
گاهی اوقات چه حس خوبیه که تو به یه چیزی مطمئنی که دیگری هیچ اطمینانی نداره بهش .خوش به حالت...
