دو روز تعطیل گذشته اگر چه که به برخی از کارهایی که قرار بود برسیم نرسیدیم.اما دو تا فیلم دیدیم اولی perfume و دومی Swinney Tod که دیدن اولی رو بهتون پیشنهاد میکنم اما وای از دومی که بی تعارف اعلام میکنم اگر به دیدن مقدار زیادی خون ( زیاد یه چی میگم یه چی می شنوین ها) و دلایلی برای تهوع میگردید حتما" این فیلم رو ببینید .در ضمن دچار احساس خود درگیری شدم . جانی دپ یکی از بازیگران بسیار زیاد مورد علاقه اینجانب می باشد که خوب بازیگر این فیلم هم هست و عالی هم بازی میکنه .در ضمن نکته جالب اینکه این فیلم موزیکاله.به جز فیلم شبح اپرا این دومین فیلم موزیکالیه که هیچم شاد نیست.(نمیدونم چرا ولی همش توقع دارم فیلم های موزیکال شاد باشن!!)
می خواهید از ایرانی بودن مفتخر بشید؟؟ به این وبلاگ ترنج سر بزنید. خانوم سارا تبریک عرض میکنم طرح های شما به نظرم دونه به دونه اش بسیار عالی و دوست داشتنی اومد.به خصوص که کاملا" با روحیه بنده هم سازگاره.عاشق این تلفیق طرح ایرانی با غربی هستم... (خوش به حال آقای شوهر که دست ما به نمایشگاه شما نمی رسه)
ای اهالی تهران اگر دوست داشتید غذای خوب و سالم با پذیرایی خوب و قیمت مناسب در محیطی دنج میل کنید سری به رستوران کاپری در خیابان جم (پایین تر از بیمارستان) بزنید.
پی نوشت: دست ما کوتاه و مسافرت بر نخیل
دروغ آرامش برانگیز یا حقیقت ویرانگر ؟؟؟...
اگر یه مثقال طلا رو با ترازوی میوه فروشی وزن کنی هیچ وزنی نداره و چقدر سنگینه یک کیلو آهن رو ترازوی سنجش طلا.
کاش برای وزن کلمات و جمله ها ترازوی یکسانی داشتیم...
سه هفته یعنی بیست و یک روز ؛ بعلاوه 5 روز باید بشه به عبارتی 26 روز منهای 30 میشه 4 .الان یکماه و 4 روز کمه که ما هرشب مهمونی بودیم !!! احساس اختلال میکنم .سیم هام از یه جاهایی افتاده روی هم و داره جرقه میزنه. بوی سوختگی میاد و صدای ناخن شکسته که داره روی تخته سیاه نمی دونم چرا سبز رنگی که جای گچ های رنگی قبلی از روش خوب پاک نشده کشیده میشه. آخ که اگه این سیم ها تا دو روز دیگه طاقت بیاره بعدش من بتونم یه گوشه ساکت لخت خنکی پیدا کنم تا نفهمم کی باد آمده و منو برده. ..تو دیگه حرف نزن که خودم میتونم بکشمت.
مرد میخوام بگه ای بابا خودتو لوس نکن همش مهمونی بوده عزاداری که نبوده چند وقت دیگه حسرت این روزها رو میخوری...من خسته و بی حال وبی خواب و بی اعصاب و بی رمق وبی تعادلم. می فهمی یعنی چی ؟؟؟
گفتم که مختل شدم. نه ؟؟؟
آقای شوهر پیشنهاد شما برای رفتن به شمال مثل طوفانی بود که سیم ها رو برای مدتی از هم جدا کرد...یا دائم و شدید بوز ( امر فعل وزیدن ) یا بیا کمک کن سیم کشی رو درست کنم و یا انقدر هر جهت نوز (نهی فعل وزیدن) تا خودم به داد سیم هام برسم.
نتیجه: هر چیزی باید به اندازه باشه.
توصیه :اگر میبینی یک طرف کفه سنگینه حتما" طرف دیگه رو به اندازه پرکن تا تعادل حفظ بشه.
پی نوشت: در کارتون سنجابا به مدیریت آقای قاضی جای کلودیا حرف زدم .زن جاافتاده بدجنسی که نقشش حسابی بالا و پایین داشت.محشر بود .اگر این کار رو نگفته بودم حتما" یکی دو روز پیش منفجر شده بودم.
ساعت 5:30 صبح ؛گل ؛ آرایشگاه ؛ ماشین عروس ؛عکس عکس عکس ؛ اسفند دونه دونه ؛ کل زدن ها ؛ عقد ؛ماچ و بوسه ؛زیرلفظی ؛ بله ؛دست دست؛ شله ؛کادوها ؛عکس ؛فیلم ؛عکس ؛فیلم ؛ازدحام جمعیت ؛باغ ؛فلاش دوربین؛ عکس؛ فیلم ؛موزیک ؛ترقص ( ترکی ؛کردی ؛بندری ؛تانگو...) ؛ماچ ماچ ؛عکس ؛فیلم ؛سر سنگین ؛لباس سنگین ( انقدر پاتو رو دامنم نذار...) ؛میوه و وشیرینی ؛ بی برقی با برقی ؛عکس ؛فیلم ؛کیک ؛ چاقوی کیک ؛ شام ؛پرتاب گل ،عکس ،فیلم ،بوق بوق ،دست به دست، پایان .ساعت 5:30 صبح
سه سال از اونروز پرهیجان زندگی من میگذره.امروز که بهش فکر میکنم خوشحالم که اونهمه عکس و فیلم داریم از تنها یک شب که چند ماه براش زحمت و نقشه کشیده بودیم . آقای شوهر خوب شد که با ما عروسی کردی و برامون عروسی هم گرفتی به نظرم هم تو خوشبخت تر شدی هم ما .سالگردمون مبارک.
پی نوشت1 : آقای شوهر شما امروز استاد بازکردن شنیون مو در زیر 5 دقیقه هستی .یادته شب عروسی چقدر طول کشید ؟؟؟
پی نوشت 2: آقای نیک نگار از امروز به شما لقب مشاور خانواده در امر خرید الکترونیکی و الکتریکی داده شد.حتی بچه های ما باید بیان و با شما مشورت کنن.ممنون از اینهمه لطفی که داشتی .
پی نوشت 3: خودم میدونم تصویر برداری درسته نه فیلم برداری.حالا ...
طبق خبر موثقی ما از دیروز به عضویت دائمی انجمن گویندگان جوان در آمدیم و از هم اکنون میتونیم اعلام کنیم ما دوبلوریم !!! بنفشه خاتون یکسال پیش همین موقع ها یک کار آموز کوچولویی بود که داشت تلاش میکرد تا دوبلور بشه. بدینوسیله از اساتید محترم آقای رئیسی , خانوم آفری , آقای صولتی , آقای علیمردانی ؛آقای عزیزی (که فقط یک بار بنده رو برای خفه کردن یه پیرزن آفیش کرد) و دوستان مدیردوبلاژ جوان آقای قاضی ( که هی خبر های خوب میده!)و خانوم غلامی (لطیف ترین مدیر دوبلاژی که می شناسم) سپاسگزاری می کنم .آرامش و رضایت امروز بنفشه خاتون نتیجه آموزش و لطف شما هاست...البت صبوریتون هم .
در کارتون اسکوبی دو به مدیریت خانوم آفری در نقش یه خانوم پیر که صاحب رستورانه نقش گفتم.
در سریال کارتون آروزهای یه پسر بچه به مدیریت خانوم غلامی نقش خانوم جیگیل رو گفتم .از اون کارهای خوب بود که فکر نمی کردم با این سرعت بگم. این خانوم ساناز غلامی دوست ما بود که حالا مدیر دوبلاژه و از اون دختر های ناز و خانوم و شیرین روزگاره. انقدر هم تیپ پسر بچه ای که میگه با مزه است که نگو!! یادم نمیره روزیکه اولین بار داشت تیپ پسر میگفت و آقای صولتی بهش میگفت بلند تر...و بعد ها که تیپ یه زن بدجنس میگفت در کار آقای عزیزی و من ازش یاد گرفتم زن های بدجنس چه جوری باید بخندن!!!
پی نوشت 1 : ما به آقای شوهر قول دادیم اولین حقوقی که بگیریم بدیم به ایشون که اینهمه خون دل خوردن... باید می دیدین قیافه بانمک آقای شوهر رو وقتی تبلیغ آژانس همیلتون رو از تلویزیون دید...
پی نوشت 2 : خودم میدونم هیچی دائمی نیست مگه اینکه دائم تلاش کنی.
پی نوشت 3 : ما هنوز هم قبل از آفیش دلشوره داریم با این تفاوت که این روزها هی به خودمون میگیم : وا ...خاک عالم .مگه چیه که ما نتونیم بگیم؟؟!!
بی ادبی نباشد این پایی که دراز کرده ایم خیرسرمان از بابت ناز بی خریداری است که هر بار می دانیم و می کنیم. چشممان کور اگر لرز کرده ایم باید نمی رفتیم پی خربزه ؛ ما که می دانیم هر بار این کاسه همان کاسه و این آش همان آش است .هر چه میکشیم تقصیر دلمان است که خربزه دوست دارد و آش و آن هم با کشک ... راستی آنکه می خواستیم بپرسیم هربار و نشد این بود : به نظر شما هم گلهای بنفشه معصوم وگیج و بی هوش و حواس هستند که فقط الکی پررو ان؟...وا...خاک عالم سوال هم که میکنیم می فرمایید شیرین بیان شده ایم !!!!!
