تبليغاتX
بنفشه خاتون

1-      یادمه که تا همین چند وقت پیش نه مثلا" سال 1340 می تونستم با یک فقره 50 تومانی یک بلیط سینما یا یک عدد سن تاپ پرتقالی یا یک فقره آدامس "پی کی " بگیرم یا یک دربست سوار شم از سر شهرک تا در خونمون بیام  امروز اما باید برای رفتن به سینما 60 برابر همون 50 تومن رو بدم و متاسفانه هیچ فیلم روی پرده هم چشمکی نمیزنه که بیا منو ببین!!!خوردنی بردنی ها پیشکش.

2-      امروز کتابی دیدم با این نام " زنان و دختران باهوش هرگز تسلیم نمی شوند" از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان به عقیده بنده اتفاقا" زنان و ودختران باهوش زود تسلیم می شوند اصلا" ببینم چرا ما کتاب مردان باهوش تسلیم نمی شوند نداریم؟؟؟حالا " هرگز "بخوره توی سر نویسنده اش .تازه زیرش نوشته بود زنان و دختران خوب به بهشت می روند زنان و دختران بد به همه جا  !!! ای خدا پروفروش ترین کتاب سال هم شده!!!خوش به سعادته هرچی زنه بده  ... به هرچی هوشه!!!

3-      شما فقط پاسخگوی اعمال خودتون هستین؟؟؟ خوش به حالتون من جای همه باید جواب پس بدم و مواخذه بشم!!

4-  تمام سعیم رو دارم می کنم که با مهاجرت دوبله پر نشه.خدا رو چه دیدی شاید رفتیم دانشگاهش یا شایدم رفتم تلویزیون گوینده شدم ! فعلا" چه میدونم!! آخه مثلا" خارجه ها .

نوشته شده توسط بنفشه در ساعت 12:39 | لینک  | 

 

1-     مشارکت در بازی وبلاگی دعوت شده توسط امینه خانوم .کلیه خوانندگان اینجا هم به این بازی دعوتین.اگر دوست داشتین بازی کنین.

 

چه جوری بودم ؟ چه جوری هستم ؟

 

نماز می خوندم حالا نمی خونم توقع کمتری هم دارم.ولی دنبال یک چیزدیگه ای میگردم که دقیقا" نمی دونم چیه.

خودرای  بودم .

وابستگی هام کمتر بود.

بیشتر مطالعه می کردم وفیلم میدیدم.

خیلی حساس بودم هنوز هم هستم فقط کمتر از خیلی .

دوستهای کمتری داشتم.

آشپزی و خانه داری نمی کردم.

دوبلر نبودم.

وحشیانه رانندگی میکردم.

قبل از حرف زدن کمتر فکر میکردم. حالا گاهی انقدر فکر میکنم یادم میره چی میخواستم بگم !!!

فرانسه بلد نبودم حالا هم خیلی مطمئن نیستم که چی بلدم ؟!

بیشتر فحش میدادم خصوصا" موقع رانندگی .

 

می خوام چه جوری باشم؟

 

من هم که خودشیفته خیلی هم از خودم راضی ام فقط دلم می خواد خیلی بی خیال تر از اینی که هستم باشم.

 

پی نوشت :  از آشنا تر ها تقاضا میشه اگه من چیزی رو جا انداختم بهش اشاره کنین.

 

2-     ماداگاسکار2

 

در توضیح ماداگاسکار 2باید بگم بر خلاف شما دوستان وبلاگی که فقط یک نفر آقا یا خانوم صالح اینجا نظر دادین از خیلی از دیگر آشنا ها و مدیران دوبلاژ به من زنگ زدن و با کمال افتخار باید بگم کلی تعریف شنیدم. با توجه به اینکه بنده شخصا" باهاشون تماس نگرفتم و چاقو زیر گلوشون نذاشتم کلیه تعریف ها رو حمل بر واقعیت می گذارم و در ضمن کارتون رو برای یک پسره 6 ساله کارتون ببین گذاشتم تا آخرش دید و نتیجه اینکه از کار خیلی خوشش اومد.همین  مارا بس. در ضمن کلمه  "کم کله"  یک کلمه جنوبیه و به آدم های چاق گفته میشه در جنوب به شکم "کم"(با ضمه ک )  گفته میشه.و اما توضیحات در مورد نظر آقا یا خانوم صالح :

 

پیش از هرچیز ذکر چند نکته لازمه اولا" اینکه در این کار شما با تیپ های تازه ای روبره هستید تیپ زرافه"ملمان" ( آقای قاضی)  و تیپ آقای صولتی که از نظر من هر دو عالیه و حتی خیلی بیش از اون.در این کار به نظرم بهترین انتخاب صدا و تیپ انجام شده و باور نمی کنم هیچ کس دیگه ای می تونست تیپی که برای آقای صولتی در نظر گرفته بودم در بیاره( تمام دیالوگها ی شاه ژولن رو فیل که در دو نقش حرف میزنه آقای صولتی یک تک گفته).واقعیت اینه که تیپ رو من انتخاب کردم و آقای صولتی زنده اش کرد. اما در مورد زرافه انتخاب اول خود من  هم آقای صولتی بود ولی بعدا"  به دلایلی تغییر عقیده دادم و باید بگم هر بار که دیالوگ های زرافه و شاه ژولن رو می شنوم توی دلم آقای قاضی و آقای صولتی رو تحسین می کنم. مگه اینکه شما از طرفداران داریوش باشیید و از اینکه تیپ زرافه داریوش با دماغ گرفته است خوشتون نیومده!!!

1-      در کمال تاسف بنده هنوز شگفت انگیز ها رو ندیدم .پس استفاده از کلمات اون کارتون دور از ذهنه.البته  چند روز پیش ابتیاع کردم وبه زودی میبینم.

2-      ری اکشن ها زیاد نیست متاسفانه باندساز یا صدابردار باید لول ری اکشن ها رو پایین تر می آورده که  در بعضی جاها سهل انگاری شده و صداها لول نیست این موضوع ربطی به مدیر دوبلاژ نداره.

3-      سینک کار اگر در حد بیش از دو کلمه بیرون افتادن از دهن کاراکتر باشه متوجه مدیردوبلاژه کمتر از یک کلمه مربوط به صدابرداره.

4-      باید عرض کنم گوینده انتخاب شده برای خواندن متن روزنامه توسط آقای رئیسی انتخاب شده و متن رو هم خود ایشون ترجمه کردن چون بعد از اصلاح به کار اضافه شد . در ضمن من هیچ مشکلی به عنوان مدیر دوبلاژ با هاش نداشتم.

5-      در مورد طنز به کار گرفته شده با شما  مخالفم لوس نیست بلکه به گفته دیگران جدیده و باید همین جا اعلام کنم گویندگان در این کار تقریبا" تکه پرانی نکرده اند و کل متن متعلق به خود منه جز  یکی دو تا  از دیالوگ های آقای عزیزی و رئیسی که خوب هر دو استادند و هردو انقدر به من پر و بال دادند که به متن وفادار بمونند.

6-      در مورد صدای آقای صولتی در تیتراژ بنده هم با نظر شما موافقم .این از هنر نمایی های آقای امیدی پوره (صدابردار) بدون هماهنگی بامن که البته من از آقای رئیسی هم خواستم صدا رو به حالت عادی بر گردونن که فکر کنم به دلیل ضیق وقت میسر نشده.

7-       مادر یک شیر یعنی مادر سلطان جنگل . تمام دیالوگ های مادر یا رو به پسرش گفته میشه که من سعی کردم لحن مادرانه باشه یا رو به همسرش که خوب باید لحنی زنانه میداشته تنها یک دیالوگ به ماکونگا گفته که اونجا سعی کردم لحن این زن خشن باشه و فکر میکنم در آمده .به هر حال این شیر خانوم اوله جنگله ...متاسفانه درکی از اینکه لحن شیرانه باشه ندارم.

 

پی نوشت1: من با انجام کار ماداگاسکار 2یک بار دیگه بهم ثابت شد که اگر محیط کاریه شما دوستانه و بر اساس احترام به حقوق متقابل باشه میتونین مطمئن باشین که از پس هر کاری بر میاین. ماداگاسکار 2 توسط من دوبله نمی شد اگر آقای قاضی آقای صولتی خانم مومنی آقای عزیزی آقای رونقی آقای طاهری آقای خیاط خانم احسانیان خانم شریفی خانم عطااللهی خانم احمدی آقای عسگری آقای مجد آبادی آقای مهدی آقای نوربخش  آقای امیری آقای امینی خانم نصیری و...دوستان من نبودند.

نوشته شده توسط بنفشه در ساعت 15:4 | لینک  | 

روز دوشنبه 7 اردیبهشت ماه  وقت مصاحبه ای داشتیم در شهر دمشق کشور سوریه برای مهاجرت به کانادا که مصاحبه باید به دو زبان فرانسه و انگلیسی انجام میشد و بنده از هر دو زبان باید نمره  متوسط  رو به بالا می گرفتم چون فایل به نام من بود. بماند که من و آقای شوهر چه استرسی رو تجربه کردیم نتیجه مصاحبه اینکه ما قبول شدیم البته در نیم ساعت اول خانوم مصاحبه کننده به نتیجه مطلوب رسید ولی از اون جایی که روز اول کاریش بود جمع بندی نمرات ما 3 ساعت به درازا کشید و دیگه تقریبا" وقتی به ما تبریک گفت از حس رفته بودیم ولی خوب به خیر گذشت و ما قبول شدیم.به هر حال هر کس تجربه ای از این ماجرا داره مال ما هم این شکلی تعریف کردنی شد . در حال حاضر دچار خلسه هستم یک جور گیجی برای رفتن با فکر چگونه رفتن؟؟!! پذیرای شنیدن راهنمایی هاتون هستم و ممنون از همه محبتی که خبر داشته ها  این مدت به ما داشتین. این از خبری که قرار بود بهتون بدم و اعلام دلیل تمام نگرانی ها و اضطراب های یک ماه گذشته و عذر خواهی بابت تاخیر چون بنده به شدت سرما خورده از سفر برگشتم و   اما سفرنامه :

 در طی یک هفته سفر که 4 روزش در دمشق گذشت و 3 روز در لبنان اولین چیزی که خیلی ناراحتم میکنه و باید بگم اینه که در هر دو کشور با اینکه تعداد بسیار زیادی توریست از ایران داره اما رفتار با ایرانی ها اصلا" خوب نیست تا جایی که فرودگاه دمشق پروازهای مربوط به ایران رو کلا" منتقل کرده به به یک فرودگاه  کثیف و قدیمی که ترمینال جنوب پیشش فرودگاه بین المللیه !!! و تصور کلی از ایرانی ها چیزی نیست جز یک عده بی سواد( انگلیسی) که فقط دنبال تخفیف هستند و رفتارهای وحشیانه دارند درنتیجه ما هر جا اعلام کردیم ما ایرونی هستیم و داریم با شما انگلیسی حرف میزنیم تعداد بسیار زیادی شاخ در آمده از ملت جمع کردیم!!!دمشق شهر زشتیه از لحاظ ظاهری ولی شهر زنده ایه و باید بگم مسلمان و مسیحی  بسیار مسالمت آمیز و دوستانه کنار هم زندگی میکنن. شما در شهر به راحتی مغازه های فروش مشروبات الکلی می بینین و در رستوران ها هم سرو میشه و از طرفی پنج بار در روز از حدود 995 مسجد این شهر صدای اذان میاد. اما لبنان بخش جونیه که توریستی به حساب می یاد بسیار زیباست .طبیعتش چیزی شبیه به کلاردشت در اندازه چندین برابره که ضمنا" مشرف به مدیترانه است و این زیبایش رو چند برابر میکنه  کلا" وقتی به شهر نگاه میکنی انگار  تمام شهر روی تپه ای مرتفع  بنا شده که مشرف به دریاست .پر از هتل و رستوران که اساسا" تلاش میکنن هتل های خوب رو به ایرانی ها اختصاص ندن شاید باور نکنین  ولی اینجا به ما اسم یک هتل 4 ستاره رو دادن و گفتن شما اینجا میرین و ماهم موافقت کردیم با پرداخت اضافه. وقتی رسیدیم اونجا دو دفعه جای هتل رو داشتند عوض میکردن و من در کمال حیرت دیدم که از افراد تور هیچ کس اعتراض نمیکنه و تور لیدر هم گفت تصمیم گیرنده شرکت لبنانیه و چون فکر میکرد هیچ کس نمی تونه با طرف صحبت کنه به من گفت اگه بلدی  تو باهاش حرف بزن و در کمال ناباوری خودش و دیگر مسافرها وقتی من با طرف یکربع به انگلیسی داد و بیداد کردم و گفتم جا نداشتن هتل مشکل توا  و من فقط به همون هتل میرم 10 دقیقه بعدش ما در یک هتل 5 ستاره تازه افتتاح شده بسیار عالی بودیم!!! متاسفم برای  تصویری که از ایرانی ها و ارزشی که باید براشون قایل شد بوجود آمده. به هر حال که من عاشق سفرم و این سفر هم برای من یاد گرفتنی ها و دیدنی های خودش رو داشت .و صد البته همه اینها نظریه بعد از فقط 3 روزه. اما به هیچ کس سوریه رو پیشنهاد نمی کنم!!!

پینوشت1 : نوشته بعدی به ماداگاسکار مربوط میشه وشاید  به دلایل رفتن ولی پیشاپیش بگم هیچ چیزی برام سخت تر از جداشدن از خانواده ام نیست .

پینوشت 2 : نمی دونین چه لذتی داره بدون عذاب وجدان که باید فرانسه بخونین به جاش بشنین پای تلویزیون و فیلم ببینین و کتاب بخونین و وبلاگ گردی کنین..

پینوشت ۳: من در آشپزی به همسرم کمک میکنم...عاشقتم

نوشته شده توسط بنفشه در ساعت 13:4 | لینک  |