کشتی با دیو چند سر و شاخ ماداگاسکار تموم شد.پیروز شدم! سخت بود هم برای من و هم برای گوینده ها .آقای نوربخش گوینده نقش اسکیپر که نقش اول هم بود بسیار مرد محترمیه باور کنین روز سوم وقتی آمده بود بقیه نقشش رو بگه از هرچی ماداگاسکار و مدیر دوبلاژ و گویندگیه بیزار شده بود .بدون اغراق حدود 15 ساعت برای این کار گویندگی کرده.محض اطلاع عوامل این کارعبارتند ازصدابردار : آقای قره خانی (خدا حفظش کنه .جوان بسیار با مسئولیتیه) و گویندگان آقای نوربخش؛ آقای صولتی ؛ آقای قاضی؛ خانوم آفری ؛آقای بهبودی ؛ آقای خیاط ؛ آقای عسگری ؛آقای امیری وخودم و ازده نفر کارآموز کار گرفتم که باید بگم تمام تلاشم رو کردم دینم رو به هرچی تدریسه ادا کنم! در این بین باید بگم از یک فسقل 4 ساله هم برای آخرین نقش این سریال که یه جوجه اردک بوده کار گرفتم ! خسته ام .معلوم که نیست .هست؟
و اما چهارشنبه به حول و قوه الهی ما میریم بالی ! هیجان زده ام .اندر لطف آژانس مربوطه بگم که یک هفته مغز مارو خورد تا هتلی که اون میگفت قبول کنیم بعد که گفتیم قبوله گفت نه جا نداره همون هتلی که خودتون انتخاب کرده بودین بهتره!!!بعد دبه کرد که پروازهای داخلیشون گرون شده یه خورده هم باید اونجا اضافه تر پول بدین !!!یک بار یکی از خواننده های اینجا گفت نکنه تحت تاثیر این کارتون هایی که میبینی به مردم حمله کنی .از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهون هفته گذشته همچین تحت تاثیر بودم که اگه آقای شوهر با ما اتمام حجت نکرده بود حتما" زیر صندلیه اون خانومه بمب گذاری کرده بودم یا با دو حرکت آکروباتی همراه با قفل فرمون ماشین آزانس هواپیمایی رو جلوی چشمشون تبدیل به محل برگزاری مراسم عروسی میکردم!!! که دیگه آقای شوهر خدمتشون رسید و مشکل حل شد. با همه این احوال ما داریم میریم و جمعه بر میگردیم امیدوارم به شما خوش بگذره و به ما هم .در ضمن اگر کسی پیشنهادی برای این سفر داره بده که با استقبال پذیرفته میشه.
پی نوشت: هدی جان ممنون از عکسی که از من گذاشتی .راستش رو بخوای من طبق معمول دقیقا" پشت آخرین ردیف مشغول حرف زدنم!!!وقتی همه داشتن پراکنده می شدن فهمیدم عکس گرفتن!!!
انگار ناف ما به ماداگاسکار بسته شده.هفته پیش مدیریت دوبلاژ 15 اپیزود از سریال کارتون های ماداگاسکار(پنگوئن ها) رو به عهده گرفتم و باید بگم جمعه از ساعت 10 صبح تا 10 شب مشغول سینک و سکانس بندی بودم !!!(خداشاهده اگر اغراق کنم , فقط نیم ساعت ناقابل ناهار خوردم این وسط ها) از فردا صبح ضبط رو شروع میکنیم .خدا وکیلی غول بی شاخ و دمیه فکر کنین 3 ساعت بی وقفه پنگوئن ها و شاه ژولن و موریس حرف می زنن و عملیات خفن انجام میدن.برام دعا کنین (منظورم اینه که انرژی مثبت بفرستین) 3 روز آینده به شدت احتیاج به دوپینگ خواهم داشت . خواهر من , برادر من نمی خواد بذارین برای سر افطار از همین حالا شروع کنین. می ترسم اونموقع یادتون بره!!!
دروغ چرا خیلی خوشحالم که دارم دوباره مدیریت میکنم اما خوب ناگفته پیداست که ماشین رختشویی دلم هم شروع به کار کرده !
در جهت خود شیفتگیم باید بگم میتونین اینجا هم مصاحبه! من رو بخونین .البت خوب ناقابل بود.از بسکه آخرش نفهمیدم این خانومه از کدوم روزنامه به ما زنگ زده بود و خودمون هم غش کرده بودیم از خنده نمی تونستیم زیاد جدی بگیریمش!!!آخه فکر کنن .من ؟؟!مصاحبه!!! خانومه هم نامردی نکرده نوشته ما هی میخندیدیدم! در ضمن الان خودم بگم بعدا" ریا نشه نقش ما در دالتون ها کوتاه بود دائم هم به این خانومه میگم چیز مهمی نبود برداشته نوشته نقششون تاثیر گذار بوده .جل الخالق دروغ چرا تا قبر آآآآ
در ضمن بدینوسیله از همه عزیزان که با مهربونی هاشون در دو پست قبلی بنده رو خجالت زده کردند سپاسگزاری می نمایم.
پی نوشت" در کارتون" 4 پرنسس" به مدیریت خانوم آفری جای مادر سیندرلا حرف زدم. همه عمر با خواهر ها سر سیندرلا دعوا کردیم آخرش جای مادر نخراشیده اش حرف زدم!
دست به زلفاش نزنيد مرواري بنده بله
بادا بادا مبارك بادا ايشالا مبارك بادا
اين حياط و اون حياط ميريزن نقل و نبات
به سرعروس ودوماد ميريزن نقل ونبات
بادا بادا مبارك بادا ايشالا مبارك بادا
جشن بزرگانه ايشالا مباركش باد
گل به گلستانه ايشالا مباركش باد
نوبت مستانه ايشالا مباركش باد
بادا بادا مبارك بادا ايشالا مبارك بادا
چهارمین سالگرد عروسیمون مبارک...
از خواب پریدم ؛ در هیاهو زنی نعره می کشید به صدای جرخوردن چاک پیراهنش از خواب پریدم نه این حنجره اش بود . من بی تابی را از تار تار گلویی که آشفته فریاد میزد حس کردم . باید زنی بخواهد بار بر زمین بگذارد که اینطور بی پروا , بی حیا نعره می کشد من صدای چنگی که به هوا می کشید می شنیدم . باید حالا بزاید ؛ غرشی و دیگر صدایی نبود ... به پنجره میکوبند قطره های باران؛ سرخوش ... آسمان آبستن باران بود .بارید .راحت شد.
باید دیروز مینوشتم اما امروز می نویسم .دیروز به شدت اوقات فراغت به تحقیق در مورد هتل های "کوش آداسی" و "جزیره بالی" گذشت.(چه ربطی ؟) خوب معلومه دیگه چشمم به جایی و دلم جای دگر است.اگر کسی آژانس آشنا و معتبر ( چون تا حالا از آژانس جماعت خیر ندیدیم) سراغ داره فورا" منو در جریان بذاره اگر هم تجربه ای از سفر به این دو نقطه دارین خصوصا" کوش آداسی بازهم منو در جریان بذارین.خدا وکیل این اینترنت چه کارها که نمی کنه قدیم میگفتن فلان هتل 5 ستاره است و تو می رفتی اگر 4 تا ستاره هم کم داشت تا خود اونجا نمی فهمیدی .حالا اسم هتل ها رو میدن با یه گشت تو اینترنت می فهمی کجاست؟ چه شکلیه؟ اگر 5 ستاره است چقدر ملت ازش راضی بودن؟ چقدر ناراضی؟ اگر ناراضی ان عکس هایی که ملت از دستشویی توالت هتل گرفتن تا قرنیز ورآمده راهروی هتل مشاهده می کنی به شخصه دیروزیکی از همین مسئولین آژانس یه ربع وقت منو گرفته که بگه نه توروخدا یکی از این دو هتل 5 ستاره رو انتخاب کن از اون اصرار از ما انکار که بابا من این 4 ستاره رو میخوام که یهو یارو میگه خانوم من در بالی سالها زندگی کردم خیلی بهتر از شما میدونم کدوم هتل بهتره که مجبور شدم بهش بگم مهندس من الان پای اینترنتم هتل اولی که میگی خارج از شهره و هتل دوم هم فقط به خاطر 2 هکتار وسعتش 5 ستاره شده ولی این 4 ستاره A که خودم پیدا کردم میمانه عینهونه بهشت ساحل اختصاصی هم داره نود درصد ملت هم ازش راضی بودن که آقا برگشته میگه به خاطر 20 تومن تفاوت قیمت ارزش نداره از 5 ستاره بیاین 4 ستاره !!!دیدم نخیر خانه از پای بست ویران است ... گفتم ممنون. همین طور بگیر الا ماشاالله به هرکی زنگ میزنم یه بامبولی داره.اگر پیشنهادی دارید راهنمایی بفرمایید تعجیل هم بفرمایید قصد نداریم سوز و سرما بریم آب بازی .در ضمن برای اینکه یه چیزی هم یاد بگیرید میگم تلفظ صحیح کوش آداسه هست .
بی ربط : در کارتون "ستاره آرزو" با مدیریت آقای خیاط و فیلم "پرستار مورفی " به مدیریت آقای قاضی صحبت کردم.درضمن کارتون "پنگوئن و سنگ درخشان" و "دریاچه قو " با صدای من به بازار آمده.
