قبل نوشت اندر خود شیفتگی : داشتم سفر نامه رو می نوشتم که یهو چشمم به اینجا افتاد .جان من اگر شما بودین نمی گفتین لطفا" اول اینو بخونین؟؟؟شرمنده نمی دونم چرا انجمن از ما یه دونه عکس ندار ه بذاره!
و همانا سفرنامه همدان می نویسیم ما!!!تعجب نکنید .ما در طی یک عملیات ضربتی تعطیلات خود را درهمدان گذراندیم.چهارشنبه صبح رفتیم و شنبه صبح برگشتیم و باید بگم بسی بسیار بهمون خوش گذشت. بیراه نیست اگر به همدانی ها بگن " ددری"(با فتحه روی هر د).هزار الله اکبر این مردم هر شب یکی دو عدد سبد پر از مواد خوراکی زیر بغلشون به همراه زیر انداز و ...هر گوشه ای که جا بده پهن میشن و پیکنیک !!! دیدنی های همدان:
1- کتیبه های گنجنامه و آبشار گنجنامه : کتیبه های داریوش وخشایار شاه . متاسفم که اینو میگم ولی من به چشم خویشتن دیدم که مردم از کوه خودشون رو میکشن بالا تا برن اون بالا روی کتیبه انگار که نشستن روی کاسه توالت!!! چهار زانو بشینن وعکس بگیرن. آبشار قشنگیه.
2- تاریک دره : بام الوند.مسیری برای کوهنوردی که خوب مسافرجماعت مثل ما که نمی تونست کوه بالا بره با ماشین میره اون بالا و صبحونه میزنه بر بدن بعلاوه خوشمزه ترین" آش جو " دنیا که تند بودنش بخاطر اضافه کردن سبزیجات کوهیه.
3- غار علیصدر بزرگترین غار آبی دنیا با قدمت بیش از 5 میلیون سال که بسیاربسیار زیباست . فقط نکته اش اینجاست که شما وقتی شبیه این غار رو در لبنان میبینین با خودتون فکر میکنین واقعا" نمی شد به جای این نورافکن پروژکتورهای مسخره که در بدترین جاهای غار علیصدر نصب شده یه نورپرداز بیارین و اون داخل رو نورپردازی بکنین که زیبایی هاش چند برابر بشه شما گاهی مجبور میشین دستتون رو بگیرین جلوی چشمتون تا نور اذیتتون نکنه و بتونین غار رو ببینین!!!و از اون بدتر متعجب میشین که چرا هرکس یه دوربین با فلاش دستش داخل غار میشه و هیچ کس بیرون غار این ها رو از ملت نمی گیره!!! تازه وقتی می فهمین داخل غار بغل استلاکمیت ها می تونین 2000 تومن بدین و با پروژکتور ازتون عکس بگیرن .یادتون میاد که اینجا ایران است ...ای مرز پرگهر.
4- لاله جین : مرکز ظروف سفالی دست ساز و ماشن ساز.ما اینجا کلی خرید کردیم .از تنگ لعاب آبی با ظرف های آبگوشت خوری لعابی بگیر تا بشقاب های خوشگل با طرح گبه و دیس و ... تنوع اجناس عالیه باضافه اینکه قیمت ها هم مناسبه پیشنهاد میکنم به ایرونی های عزیز حتما" در منزلتون از این کاسه بشقاب های ایرونی استفاده کنین هم خوشگلن هم سالم.چقدر آرکوپال آخه!
5- آرامگاه بوعلی سینا: بوعلی سینا برای من یعنی امین تارخ ! نمی دونم برای شما هم همین طوره؟؟؟
6- آرامگاه باباطاهر : در آرامگاه پیرمردی شعرهای باباطاهر و با صدای خوشی می خوند .عاشق تر شدیم.
7- مسجد علویان:یکی از زیباترین کنده کاریها و گچبری های دوران سلجوقی .
8- آرامگاه استرو مرد خای. از بیرون دیدیمش .
9- تپه هگمتانه: راستش رو بخواین کم کم دارم به این نتیجه می رسم که دیدن مکان های تاریخی در ایران باعث میشه فشار خونم بره بالا و زیاد برای سلامتیم خوب نیست.
10- شیر سنگی : روایت در موردش زیاده .کلا" مربوط به دوران قبل از اسکندر بوده و تصور میشه دروازه شهر بوده که بعدا" توسط اسکندر تخریب شده.قبلا مردم از سر و کولش بالا میرفتن حالا چند سالیه که گذاشتنش رو یه پایه بلند.
11- تله کابین هگمتانه:همه جا تبلیغش رو می بینین .ما نرفتیم.
12- بام همدان:( عباس آباد) دریاچه ای اون بالا درست کردن و صد البت رستورانی و یک عالمه آلاچیق و سکو برای نشستن مردم . جای قشنگیه .چه روز و چه شب.برای رسیدن به ش باید از خیابونی بگذرین که ما اسمش رو گذاشتیم خیابون غذا.شما در ایم خیابون دو سه عدد اتوبوس می بینین که از پنجره هاشون دارن به مردم انواع آش و مینی پیتزا و همبرگر و... می فروشن اضافه کنین انواع و اقسام ماشین ها (رنو و وانت و پیکان ...)و چرخ هایی که باقالی ؛ ذرت آبپز ؛ بلال ؛ سمبوسه ؛ فلافل ؛ آش ؛ لبو...می فروشن.چه آشی خوردیم ما چه سمبوسه و فلافلی جاتون خالی .ما هم که شکمو.
13- رستوران سنتی (حمام بوده) موزه مردم شناسی .در طی یک نامردی نذاشتن ما اینجا دیزی بخوریم!
14- خوردنی های همدان : نان گرده ( اصلا" هم گرد نیست بیضیه با سبزیجات و روش هم تخم مرغ می زنن .منکه مزه اش رو دوست داشتم) کماج ( خیلی خوشمزه است) انگشت پیچ ( یه چیزی مثل گز آب شده .من دوست داشتم اما آقای شوهر خیلی استقبال نکرد)
بر خلاف خیلی از مراکز استان مثل ساری و یزد و ... کلا" همدان شهر بسیار زنده ایه و شهردار بسیار خوبی هم داره .برای زیبا سازی شهر خیلی تلاش شده و همچنین برای مسافرین .شنیدم که مردمان بسیار مقتصدی داره. راستی روی درختهای شهر به وفور ( منظورم یه چی بالغ بر 2-3 هزار ) سار وجود داره که وقت پرواز منظره خیلی قشنگی دارن و خوب البت وقتی میشینین روی شاخه درخت ها گلاب به روتون نمیشه از زیر درخت بدون سپر یا چتر رد شد.
دیگه خسته شدم.
پی نوشت : در کارتون خرس های گامی با مدیریت ساناز غلامی حرف زدم.
دارم توی آینه به خودم نگاه میکنم .تمام مویرگهای چشمم رو می بینم .چشمم قرمز شده .پشت پلک هام پف کرده زیر چشمم هم گود رفته.اخم کردم پیشونیم چین خورده سرم درد میکنه.روسریم رو بر عکس سرم کردم و موهام از بغل روسریم اومده بیرون لبهام خشکه . چقدر این قیافه به نظرم آشناست یادم به پلنگ صورتی می افته اصلا" من توی دستشویی جلوی آینه چی کار می کنم ؟؟؟آهان آمده بودم یه آب بزنم به صورتم خواب از سرم بپره.آخه عزیزم ؛خانومم ؛بی ریختم ...شبها یه کم زود تر بخواب تمام روز سر کار این جوری زجر نکشی !
صبح شنبه است .روز اول کاری .هوا خوبه ؛ شیشه پنجره ماشین پایینه ؛ آفتاب ه اما باد خنکی به صورتم می خوره ؛ رنگ همه چیز پر رنگه و تو بلند بلند با صدای ضبط ماشین میخونی "قاصدک هان چه خبر آوردی ؟" و من دارم به تلفن هایی که باید امروز بزنم فکر میکنم و اینکه شام چی درست کنم و اینکه اسم اون خانومه مسئول امور نمایشگاهی شرکت ... چی بود و چک میکنم ببینم کلید هام رو جا نذاشته باشم باید یادم بمونه عصری موقع برگشت قارچ و شیر بخرم و الان برم بانک که این چک رو بخوابونم به حساب که یهو دست میندازی دور گردنم و سرم و می بوسی و ...من دیگه به هیچ چیز فکر نمی کنم. حس می کنم که چقدر دوستم داری و این برای فکر نکردن کافیه.
و اما ...ما رفتیم بالی و برگشتیم.بالی یکی از جزایر جنوبی اندونزیه و یکی از قطب های توریست دنیا به حساب میاد.این که میگم قطب یه چی میگم یه چی میشنوین . باید اونجا باشین تا ببینین از هر 5 قاره اونجا به وفور آدم وجود داره.و خوب همه بعد از سلام و احوال پرسی اولین سوالشون اینه که از کجا اومدین؟چندمین باره که میاین بالی ؟ برای ماه عسل اینجایین یا تعطیلات؟؟؟مردمان بسیار مهربان و شوخ طبعی داره .کافیه چشمت به چشمشون بیفته و بلافاصله لبخند و سلام بهت کنن.انقدر این مدت به همه لبخند زدیم و سلام کردیم توی فرودگاه تهران هم به مسئول بازرسی پاسپورت لبخند زدیم و سلام کردیم که ناگهان با قیافه خشمگین و مشکوکش روبرو شدیم و یادمون افتاد اینجا ایران است ! خودتو جمع کن!!!! کلا" میشه گفت هیچ کس باهات کاری نداره مگر اینکه بخواد سرویسی بهت بده.هر کاری دلت میخواد بکن هرچی میخوای بخور و هر چی میخوای بپوش نهایت چیزی که بهت بگن اینه که چقدر خوشگلی .طبیعت این جزیره به گونه ایه که آدمیزاد دلش می خواد با تمام اجزای بدنش در اون حل بشه.در بالی سه بار در سال محصول برنج برداشت میشه! مجسمه سازی های با چوب و سنگشون بسیار بسیار بسیار زیباست. و اما تفریحاتی که میشه اونجا داشت :
1- غواصی Diving
2- Rafting (قایقرانی در رودخانه)به همه پیشنهاد میکنم اگر رفتین بالی حتما" امتحانش کنین .جدای از اینکه برای من تجربه اول بود مناظری که میبینین همانا خود بهشت خداوند روی زمینه!
3- فیل سواری .تجربه بامزه ای بود .ماشاءالله اون بالا تقریبا" دل و رودمون به هم رفت .در ضمن فیله یک سازدهنی میزد بیا و ببین.کلی مناظر رو زیباتر کرد.همون هفته یه فیل دختر دنیا اومده بود با 118 کیلو وزن.انقد نمک بود که نگو.
3- سفر با انواع کشتی های تفریحی با موسقی زنده و بعد پیاده شدن در جزایری رویایی و استفاده از تمامی امکانات تفریحی مثل غواصی ؛Snorkeling (غواصی در سطح آب)؛ kayaking (قایقرانی با کایاک)؛ Banana ( موز) خدا وکیل توضیح این یه کم سخته .یه موز پلاستیکی بزرگ که بادش کرده باشن و به یه قایق تندرو وصله و شما رو که روش نشستین پشت سر خودش با سرعت میکشه!این روزها توی کیش هم وجود داره؛ Submarine زیر دریایی ؛ ماهیگیری ؛گشت در جزیره و نهایتا" نهار وبرگشت.
4- بازدید از انواع باغ وحش مثل باغ پرندگان ؛میمون ها ، پروانه ها . که خالی از لطف نیست و شما میتونین با انواع حیوانات هم عکس بگیرین از ایگوانا بگیر تا شیر و طوطی.
و در ضمن یک برنامه دو ساعته رفتار تارزانی و بالا و پایین رفتن از انواع و اقسام درخت ها و تاب خوردن بینشون داره که متاسفانه ما این یکی رو از دست دادیم, دیر رسیدیم و ...)
5- Waterbom پارک آبی.آی در این محل با انواع و اقسام بازی های آبی ترسناک و غیر ترسناک میتونین ساعتها لذت ببرین.
6- انواع و اقسام غذاها از هندی ؛چینی ,بالیایی؛ایتالیایی و حتی یک عدد رستوران ایرانی رو که البته ما نرفتیم اونجا میتونین پیدا کنین .غذاهای دریایی رو به شدت بهتون پیشنهاد میکنم .از صدف و لابستر و میگو بگیر تا اختاپوس و یه چی های دیگه که ما زنده اش رو هم دیدیم ولی نفهمیدیم چیه!!!جلوی غالب رستورانها منوی غذاها همراه با قیمت و یک نفر که اگر توضیح بیشتری مثل نحوه پختن غذا بخوای بهت بده وجود داره. به این لیست انواع دیسکو ها رو هم اضافه کنید.
7- انواع و اقسام مغازه های فروش لباس و کیف و صندل و گوشواره ؛ گردن بند و النگو (البت خیلی هاش از صدف و مرجان وگوش ماهی و حلزون واقعیه)
8- ماساژ.
9- آرامش در کنار استخر ؛در طبیعت ؛در کنار اقیانوس , در همه جا...
10- بازدید از کوههای آتشفشان نیمه فعال.( ما به این یکی نرسیدیم!)
11- ابود (Ubud) ,منطقه ای پر از معابد و طبیعت زیبایی که چشم آدم گنجایش پر کردنش رو نداره باید از روحتون کمک بگیرین .
به ما خیلی بسیار زیاد خوش گذشت .از قبل از رفتن تنها نگرانی من تسونامی بود و خوب باید بگم که روز دوم ساعت نزدیک 7 صبح با زمین لرزه 6 و خورده ای ریشتر از خواب پریدیم .اما میلرزید ها. در بالی خصوصا" در محله های توریستی مثل "کوتا" شما همیشه با ترافیک های طولانی روبرو میشین چون اصولا" خیابون های خیلی باریکی دارن و مردم غالبا" از موتور استفاده میکنن که خوب البت ما هم خیلی دوست داشتیم سوارشیم ولی از اونجایی که فرمان ماشین هاشون سمت راسته آقای شوهر از ترس جونمون نذاشت سوار شیم شب آخر همانا ماشینی که داشت مارو می برد فرودگاه در ترافیک گیر کرد وخوب چاره نداشتیم جزاینکه دو تا موتور بگیریم و بار وبندیل رو بذاریم روش و بریم اما عجب تجربه ای بود تا فرودگاه!!!
دیگه بیشتر از این الان نمی تونم بنویسم هزار تا کار ریخته روی سرم و من هم هی این وسط ها دارم به خاطر شما خوانندگان بسیار عزیز زیر آبی میرم
