دیدن "ماداگاسکار 3" در سینما ؛ اونهم سه بعدی برای همه عالم از کوچیک تا بزرگ یک ساعت و سی سه دقیقه لذت و تفریح و فارغ شدن از دنیای واقعیه بیرونه  .به سادگیه خوردن یک سالاد میوه با سس خامه و ژله توت فرنگی که روش تیکه تیکه پخش شده باشه . اما برای منه غریبه مدیر دوبلاژ ماداگاسکار 2 ، سس این سالاد میوه  همانا "دل" تیکه تیکه شده م بود . شما ساده نگیر ؛ کارآسونی نیست کارتون تماشا کردن و گوینده انتخاب کردن و تو رویا رفتن و سبنک زدن و ... با پتک به واقعیت برگشتن ! خصوصا" که در این قسمت ، زنی هم به کار اضافه شده به نام  کاپیتان شانتل دوبوا ،  با ظرافت های شخصیتی و رفتاری بالا که انگار برای من خلق شده تا با تیپ لوندی که خیلی جا ها اون روی وحشیانه اش بالا میاد و با لهجه غلیظ فرانسویه شیک  که به جای همه  "ر "  ها  "ق " میگه حرف بزنم . البت لازم به ذکر است در صحنه ای که آواز میخونه باصدای ادیت پیاف ؛ لال شده بودم که اینجا کلا" باید چه غلطی کرد و صد البت وقتی اون بالا ریمل هاش با اشک هاش ریخته بود میدونستم چه جوری باید به جاش گریه کرده باشم که کار ،  رقت انگیز و خنده دار از آب در بیاد. شخصیت های ثابت که تکلیفشون روشنه و اما استفانو ( شیر دریایی ) رو صولتی باید بگه  ، جیا(خانوم پلنگ) رو شقایق زین العابدینی   ؛ ویتالی ( پلنگ) رو هم بی برو برگرد هومن خیاط باید بگه...آخ امین قاضی ؛ کجایی که ببینی جای "ملمان"  با تیپ "داریوش" چه دیالوگ هایی برات نوشتم . وسط های کار یک لحظه هایی فکر میکردم دارم کار رو میگیرم و تو استودیو هستم و حتی یه جاهایی جمله های "دوبوآ" رو هم می گفتم تا سینک زده باشم و یک هو به خودم می آمدم که ای دل غافل ! تو سینمایی ها . دست شما کوتاه و خرما هم بر نخیل بلند است . ( خداشاهده راضی نیستم اگر به این طرز رفتار بخندین ) دوست نازنینی دارم در این غربت که می گفت " دلم نیومد بهت زنگ بزنم بگم بیا با هم بریم سینما !"  و بعدش پیشنهاد داد که یه قسمت از این کار رو که دوبوآ حرف میزنه اینجا خودم برای خودم ضبط کنم ! بعله؛ یک چنین دوستان فرهیخته با روان شناختیه بالایی داریم ما . ممکنه شما دوست عزیزی که در تهران نشستی به این پیشنهاد هرهر بخندی و توی دلت بگی  :  "آخی طفلی "  اما ما خرسندیم به داشتن دوستانی در این ینگه دنیا که "درد" شما رو بد جوری درک می کنن.


پی نوشت: چمدان پیدا نشد...