ترسیدم که زمستون امسال هم بیاد و من هنوز ننوشته باشم . از کارهای نصفه نیمه کردن بدم میاد . مثل بند سوتینی که وسط مهمونی زیر لباس باز شده باشه ریز ریز حالمو بد میکنه. یه چیزی بهم چنگ میندازه !  این اولین باریه که دارم متنی رو مستقیم اینجا می نویسم . قبلا" هیچ متنی رو ویرایش نکرده و نخونده ؛ آپلود نمی کردم  اما میخوام از حالا به بعد این کار رو بکنم! وقت و بی وقت بنویسم . زندگی باید چیز ساده تری باشه از این همه ایده آل خواستن . من مبهوت اینهمه آدم با اعتماد به نفسم . من ادعایی ندارم ! 

پی نوشت 1: فکر میکنین کم خوشحال شدم وقتی اومدم ودیدم برام پیغام گذاشتین که چرا نمی نویسم ؟ شرمنده همه اونهایی که تا حالا محبت داشتین و اینجا رو می خوندین ببخشید اگر بنفشه خاتونی با ادبیات قبلی نباشم از حالا به بعد .